بهترین وبلاگ آموزشی ایران - مطالب مطالب مذهبی
بهترین وبلاگ آموزشی ایران
دانلود آهنگ جدید+طنز+جک+اس ام اس جدید+جعبه جواهرات طلا و نقره+شعر طنز+مدل لباس+عکس های جالب و طنز+

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بگمونم نفس مادر نفس آخریه * از همه درد و غما بدتر غم بی مادریه

چشمات كه بسته میشه میلرزه تن زینب

مادر ببین كنارت پرپر زدن زینب

مرو مرو مرو مادر مادر ، مرو مرو مرو مادر مادر

امشب كه نال از قراره دل بیتابم برد

از بس كه گریه كردم به غمت خوابم برد

خواب میدیدم شفا گرفتی

حاجتتو از خدا گرفتی

دیدم خدا رو با قلب شكسته خوندی

نماز صبحتو بازم نشسته خوندی

نون امروز گرفته بوی دستای تو

میخوام امشب موقع خوابم سرمو بزارم روی دستای تو

دیدم امروز خونه رو گل خونه كردی

لباس داداشم رو عوض كردی

موهامو شونه كردی

دیدم امروز خنده به لبهات اومده

تو خوابم باغ بزرگی میدیدم

صدای مهربونت رو توی باغ میشنیدم

داداشم محسن رو دیدم روی سینت خوابیده

چشمام باز كردم دیدم كه رنگ پریده

دیدم كه رنگت پریده

اگه تو بری كی موهامو شونه كنه؟

وای اگه داداشم نیمه شب پونه كنه

چی شده كه دنیا پیش چشمای بابام تیره شده

میشینه كناری و به یك گوشه نگاش خیره میشه

چرا بابام آروم نداره؟

چرا چشماش اشك بهاره

آسمون ابری چشماش بارون میباره

گوشه حیات مشغول راز و نیازه

میگه داداشم بابام داره تابوت میسازه

گوشه حیات مشغول راز و نیازه

میگه داداشم بابام داره تابوت میسازه

چه خبره كه بند دلم پاره میشه؟

بگمونم امشب بابا بیچاره میشه

چی میشه كه بابام حاجتشو بگیره

چی میشه كه زینب جای مادر بمیره

بگمونم نفس مادر نفس آخریه

از همه درد و غما بدتر غم بی مادریه

چی شده كه از چشم حسن اشكای گل گون میریزه

هنوز از كنج لب مادر بمیرم خون میریزه، خون میریزه

یتیمی درد بی درمان چه كردی؟

حسادت ، چشم زخم در قرآن

می گویند از انسان به خاطر ساطع شدن امواجی به خصوص از چشمانش باعث صدمه زدن به اشخاص می شود این به این دلیل است که این افراد چون نعمتهایی که به انسانهای دیگر داده شده است آنقدر در فشار حسادت هستند که نابودی آن نعمت برای دیگران خواستار هستند برای همین از چشمانشان امواجی ساطع می شود که باعث صدمه زدن به دیگران می شود حتی اگر او نخواهد. بعضی ها هم می گویند نیازی نیست حتما حسود باشد به هر حال این امواج باعث صدمه خوردن می شود. این افکار خرافاتی بیش نیست که بر قرآن تحمیل شده است. همان طور که گذشت گفتن از غیب تنها از سوی خدا توسط رسولانشان صورت می گیرد آن هم به اندازه کمی است. یادتان نرود غیب نیازمند به تسلط کامل بر علوم و شناخت کامل دنیا و جهان دارد که از توانایی یک انسان ، حتی خارج از انسان خارج است. حسادت امری پذیرفته شده در قرآن است این مسئله در دنیای انسانی هم پذیرفته شده است. حسود کسی است ، زمانیکه نعمتها، رشدهایی در دیگران می بیند دلش نمی خواهد این نعمت از سوی خدا به دیگران می رسید حتی اگر بتواند دلش می خواهد آن فرد آن نعمت نداشته باشد و نابود شود. او حس می کند که چون نعمت و فضلی به دیگران داده شده است یعنی او برتر از دیگران است، در نتیجه حس کمبود و ضعفی در خود می بیند که برای رسیدن به بهتر بودن و اهمیت بیشتر پیدا کردن ، چون می بیند خود این توانایی ها و نعمتها را ندارد در نتیجه دوست ندارد دیگران هم نداشته باشند. حسود: 109 بقره، 54 نساء، 15 فتح، 5 فلق. آیا آنان بر چیزی حسد می ورزند که خدا از روی فضلش به مردم اتا کرده است؟ (سوره نساء آیه 54) در مورد واژه فضل بعدا بیشتر توضیح می دهیم که فضل برای یک فرد به معنی برتری یا بهتر بودن یک شخص نیست. اصلا ارزش انسانی به این موارد نیست متاسفانه وقتی تعریف و شناخت درستی از انسان نباشد و ارزشها سرجایش نباشد و طغیان صورت گرفته باشد نتیجه آن بیش از این نخواهد بود که با جامعه ای عقده ای و حسود روبرو باشیم. بسیاری از افراد می آیند برای ارتباط چشم زخم با دنیای انسانی از حسادت استفاده می کنند حتی از افسون و ارتباط آن با چشم زخم هم سخن می گویند. این افراد به دو سوره استناد می کنند سوره فلق و قلم. می گویند در سوره فلق چون گفته از شر کسانیکه در گره ها می دمند به خدا پناه ببرید . این یعنی افسونگران ، رشته ها را گره می زدند همراه با مقداری آب در آن می دمیدند سپس گره ها را باز می کردند تا پیوندها را ازبین ببرند. این آیه قبل از قید مسئله حسادت است و این نشان از ربط این دو موضوع است. ببینیم خدا در قرآن چه می گوید ، چگونه آنها به اشتباه رفته اند: شر در قرآن واژه ای است برای ضرر هایی که از سوی اطراف فرد نسبت به انسان مطرح است. خداوند در سوره فلق می گوید از شر نفاثه ای که در عقد است . نفاثات جمع نفاثه است این تنها آیه از قرآن است که این واژه را با خود دارد معنی این واژه دمندگان است . عقد هم در قرآن به معنی گره است در آیاتی که از این واژه استفاده شده است پیوندها و گره ها را بیان می کند در واقع این واژه به معنی دو چیز را محکم به هم بستن است. وقتی کسی می خواهد در این گره ها بدمد یعنی می خواهد این گره ها و پیوندها را از هم باز کند پیوندهای زناشویی، پیوندها و قراردادهایی که با دیگران بسته شده است و .... (عقد:235 و 237 بقره، 33 نساء ، 1 و 89 مائده ، 27 طه، 4 فلق.) در نتیجه این آیه می خواهد بگوید از روشهای گوناگون ،افرادی سعی خواهند کرد تا این پیوندها از بین برود و اینجا به معنی افسون و استفاده از گره زدن یک رشته و دمیدن در آن تا پیوندها از بین برود نیست؟ همان طور که قبلا گفتیم این یعنی خواستار ایجاد توانایی برای اشیائی که اصلا چنین توانایی ندارند و توانایی و قابلیت رساندن ضرر برای شیئی که چنین توانایی و قابلیتی ندارد. اما این آیه بیان از شر افرادی است که با تمامی نیرو سعی می کنند در از بین بردن پیوندها کوشا باشند چون ناشی از کینه و دشمنی و حسادت آنهاست و استفاده از چه روشی منحصر در چیزی عنوان نکرده است. ( مثلا امکان دارد فردی برای به هم زدن پیوند زناشویی دو انسان، به سخن چینی، دروغگویی ، تهمت و ... متوسل شود) سپس آیه بعدی بیان از شر حاسدین است. توجه کنید در این سوره با وجود اینکه از تمامی اشرار به صورت نکره آورده است(حاسد و غاسق) تنها نفاثات است که با ال معرفه آورده است. چرامی خواهد نفاثات خاصی را بیان کند چون به هم خوردن و از بین رفتن همه پیوندها و از بین رفتن آن و حتی تلاش آن از سوی دیگران شر و بد نیست. اما هر حاسدی شر می رساند چون با تعریف از حسود می دانیم که او دائما در تلاش خواهد بود برای صدمه زدن به دیگران. اما غاسق(78 اسراء، 57 ص، 25 نبا، 3 فلق) به معنی ظلمت و تاریکی شدید است که حتی در آیات سوره ص و نبا بیان از حالات جهنم است. در آیات قرآن واژه نور هم داریم، نور در واقعیت باعث می شود که انسان اطراف خود را ببیند و مورد شناسایی قرار دهد در نتیجه نور در قرآن باعث دیدن و شناخت درست حقایق می شود اما تاریکی و ظلمت خلاف آن است ، انسان در هر تاریکی چه هم معنی شب یا مقابل نور باشد امکان ضرر برای او هست. این آیه در کنار واژه وقب به معنی فرا رسیدن و پوشاندن این تاریکی به صورت کامل بیان دارد. اگر هم بگوییم این به معنی دمیدن گره ها و رشته هاست باز فرقی نمی کند به معنی این است که انسانهایی در جامعه پیدا خواهند شد با اعتقاد به افسون و سحر ، جامعه را به سمت نابودی می کشانند آنها با چنین اعتقاداتی جامعه را به سمت خرافات، واماندگی و عدم رشد می کشانند بارها به خاطر این مسائل ، دیده شده که فردی برای درامان ماندن از بدی ها، رسیدن به خوبی ها با گوش دادن به افسونگران به اطرافیان خود صدمه وارد کرده ، آنها را به کام مرگ کشانده، آنها را به قتل رسانده، با خوراندن داروهای غیرواقعی مصمومیت ایجاد کرده و ..... علاوه بر آن با چنین افسونهایی و اعتقاد دیگران به آن، رفته اند و پیوندها را نابود کرده اند و تفکر پوچ این انسانها را واقعی تصور کرده اند و به دروغهای آنها باورکرده اند و با دست خود ، خود را به کام مرگ کشانده اند. این افسونگران به دروغها و سخن چینی دامن زده اند. چه خود و چه معتقدین خود را برای دفع ضرر و رساندن نفع به خود(گفتیم انسان چنین توانایی ندارد) از دروغ، تهمت، خیانت، سخن چینی و هزاران حیله و مکر دست زده اند که با زندگی دیگران بازی کرده اند. در نتیجه وجود اینگونه انسانها با این اعمال خرافیشان در جامعه باعث ضرر رسانی به انسانهای دیگر جامعه هستند به هر حال معتقدینی در اطراف خود دارند که آنها را یاری می رسانند برای همین بیان از این شر است و در واقعیت تاییدی برای این افسون و سحر نیست ما در مقالات بعدی می گوییم که سحر چیز واقعی نیست. اما به هر حال به عنوان اینکه از سوی افرادی به دروغ بانام داشتن قدرتی فوق العاده و یارانی در کنار خود در بیشتر جوامع وجود دارند که با چنین جو خرافی در حال ضرر رسانی به جامعه هستند و در این آیه بیان از چنین قدرتی برای آنها نیست، بلکه بیان از حضور چنین انسانهایی است. با این وجود باید گفت همانگونه که خدا می گوید هیچ شخص یا شیئی توانایی دفع ضرر و رساندن نفعی جز خودش ندارد در نتیجه نمی توان برای این افراد چنین قدرتی قائل شد. اما حسودان چگونه باعث ضرر می شوند؟ بر خلاف تصور خرافی افراد این افراد با چشم زخم نیست که باعث ضرر می شوند بلکه یک انسان حسود ، هنوز نمی تواند به این درک برسد یک جامعه برای رسیدن به تعادل و رشد کافی، نیازمند این است که شاهد طیف استعدادی گوناگون باشد به هرحال خداوند نعمتهایی به صورت اضافی و زیادی به افرادی دیگر داده است اما این اضافی و زیادی هیچگاه نگفته دلیل بر بهتر بودن این فرد نسبت به دیگران است بلکه هر فرد با تقوای درست می تواند بهتر بودن خود را نشان دهد. حال فردی که حسود است با حرص خوردن و دیدن این نعمتها در دیگران و خواست نابودی آن، به جای اینکه نیروی خود را در جهت رشد خود به کار گیرد وقت و نیرو و تمرکز خود را در این خودخوری و حرص می گذراند، در نتیجه او از تلاش واقعی برای رشد خودش می ماند و نیروی خود را به مسائل واهیی می گذارد که حتی باعث می شود آرامش او را از زندگیش سلب کند و بیشتر از اینکه به دیگری صدمه بزند به خودش صدمه می زند، او به جای باور به استعداد و توانایی خود و رشد و بارور کردن بیشتر آن تا بهتر بتواند رشد کند، با عدم بارور کردن استعدادها و توانایی های دیگران و فراموش کردن اینکه هر فردی هرچند استعداد یا نعمت بیشتری داشته باشد باز با نیروی جامعه خود است که بهتر رشد می کند و سودش به خود او و جامعه باز می گردد علاوه بر آن با ایجاد چنین جوی تقوای بیشتر انجام داده است، خود را به وادی مرگ می کشاند. البته این به اینجا ختم نمی شود او سعی خواهد کرد دیگر نعمات خدایی را از افرادی که بر آنها حسادت می کند دریغ و محروم کند و از رشد بیشتر آنها جلوگیری کند یا مانع رشد و کمال آنها در کارهایشان شده و به آنها ضربه بزند. البته او نمی داند این صرف نیرو تنها باعث نابودی خودش و از رشد ماندن خودش است و وقتی یک جامعه به حالتی از روان نا آرام حرکت کند این اعمالش متوجه خود او هم می شود. درنتیجه حسادت برخلاف چشم زخم یک امر واقعی است. البته باید دانست که ریشه های بیشتر حسادت ها، انحصار نعمات خدایی برای خود، تغییر در ارزشها، عدم شناسایی درست ارزش ها، به رخ کشیدن نعمات خود به دیگران است که باز هم این افراد نمی دانند با ساختن جامعه ای از حسودان، تبدیل کردن انسانهای عقده ای ، جامعه را برخلاف و ضد خود سوق می دهند که بر علیه آنها گام برمی دارند. دومین آیه ای که این افراد از آن استفاده می کنند تا تفکر چشم زخم به خورد مردم بدهند استفاده از سوره قلم آیه 51 است. این تفکر غیرقرآنی ناشی از بدفهمی از واژه بصر در قرآن است همان طور که قبلا در مطالب قبلی به این واژه پرداختیم این واژه در قرآن به معنی خود چشم که روی صورت انسان قرار دارد نیست. حتی به معنی بینایی و دیدن هم نیست بلکه به معنی نیرویی در انسان در جهت تحقیق، مطالعه ، تفکر ، کندوکاو اطرافش است . آن فهم و آگاهی که از اطراف به انسان می رسد. اما چشم یکی از ابزارهای بصر است چون انسان برای آن درک نیازمند آن است. ( برای درک واژه بصر در بعضی جاها با واژه "عین" خود را همراه کرده است درنتیجه به معنی چشم نیست ، در آیه 203 سوره اعراف خود قرآن را به عنوان بصر ودر آیه 21 ذاریات عمل بصر را به نفس منتسب کرده است، بررسی بیشتر آیات بصر را به بعد موکول می کنیم اما این آیات نشان از این است که بصر به معنای دیدن یا چشم نیست)اما در این آیه (سوره قلم) اگر نظر بر ساطع شدن امواج از چشم بود باید حتما قید چشم "عین" دیده می شد ، همان گونه که در برخورد با سحر در سوره اعراف آیه 116 قید عین به چشم می خورد( در مورد سحر در مقالات بعدی بدان می پردازیم) ما باید در برخورد با قرآن این درک حاصل کنیم که قرآن برای بیانش در هزار لفافه و گنگ عنوان نمی کند برای چنین مسئله ای که ظاهرا اینقدر مهم گشته که زندگی انسانی را اینقدر تحت تاثیر قرار داده به نحوی که افراد می آیند یک اصل واقعی جامعه یعنی بیماری ها و عامل آنها، حوادث و هزار اتفاق دیگر را نادیده می گیرند و به موارد خرافی مثل چشم زخم ربط می دهند سپس می خواهند از طریق تعویذ و هزار استفاده خرافی برای اشیا ، دفع چنین ضررهایی کنند (دفع ضرری که هیچ مبنای قرآنی ندارد) باید واضح و روشن سخن بگوید در حالیکه در هیچ کدام از آیات بیان از چشم زخم و قائل شدن چنین نیرویی برای انسان نیست. حال ببینیم آیه قرآنی چه می گوید: نزدیک است کسانیکه کافر هستند تو را نابود کنند و از زمین بردارند بوسیله ابصارشان. بعد از اینکه قرآن را می شنوند ، سپس آنها می گویند او مجنون است.(سوره قلم آیه51) واژه لیزلقونک که در این آیه آمده به معنی خلع و لختی چیزی است که قبلا آن شی داشته است و آن را از زمین برداشتن است همین واژه در سوره کهف آیه 40 هم دیده می شود که برای همواری و از بین رفتن باغ استفاده شده است. کافران بعد از شنیدن قرآن می روند تا با تمامی نیروی خود و استفاده ازعلم بصری خود به مبارزه با پیامبر بروند حتی پیامبر را از روی زمین اگر شده برداشته و از بین ببرند حتی نزدیک است که این کار خود را به حقیقت برسانند اما نهایت ناکام می مانند و در عین ناکامی می گویند پیامبر مجنون است سپس در دنباله آیه خداوند می گوید شما نمی دانید چون این تنها ذکری برای جهانیان است. اگر به معنی چشم خوردن بود بیان و موضعگیری کفار در پایان کار، باید به گونه ای دیگر بود یا خود خدا از عدم این ناکامی و علت آن را در موردی دیگر نه ذکر بودن آیات خدا ذکر می کرد یعنی در مقابل علوم بصری کفار بیان از ذکر خداست. ( شناخت و نوع بینش کافران در مبارزه با بینش پیامبر قرار می گیرد که پیامبر نزدیک است نابود شود اما خدا به کمک او می آید و بینش و ذکر درست ارائه می دهد. چون پیامبر خود چنین توانایی و بینش درست از علوم و غیب ندارد)نمی شود گفت منظور خدا چشم زخم است اما نهایت می گوید ذکر خداست و ناکامی کفار را در خطاب مجنون خواندن پیامبر ختم می شود؟! اما ببینیم اگر چشم زخم وجود داشته باشد چه مشکلاتی به وجود خواهد آورد و چه تفکراتی در کنار آن ایجاد می شود: 1- اگر کفار در مقابل دشمن خود (پیامبر) به این نتیجه می رسند که بهترین راه حل چشم زخم به پیامبر است چرا در حال حاضر این نیروی قوی مورد استفاده از سوی کفار در مقابل مسلمانان استفاده نمی شود شاید بگویند مسلمانان به نیروی ایمان مجهز هستند در حالیکه چنین چیزی وجود خارجی ندارد اگر هم وجود داشت چرا کفار در مقابل دیگر دشمنان خود از چنین نیرویی استفاده نمی کنند علاوه برآن چرا مسلمانان در مقابل دشمنان خود از چشم زخم استفاده نمی کنند تا بدون هیچ مشکلی بر دشمنانشان پیروز شوند آیا این به معنای عدم وجود خارجی چنین نیرویی نیست. ما در هیچ جای دنیا حتی ثبت های تاریخی استفاده از چنین نیرویی از سوی انسانها ندیده ایم؟! 2- این امر، موجب به وجود آمدن خشم، کینه، حسادت بیشتر در جامعه می شود . وقتی فردی عامل چشم زخم در زندگی خود حس کند از دیگران متنفر شده و کینه آنها را در دل می کند حتی کار به جایی می کشد که از فرد دوری صورت می گیرد. جامعه را وارد تزلزل می کند و هر انسانی با شک و گمان بد به دیگران نگاه می کند. شما نمی توانید چنین عاملی در زندگی انسانی مطرح کنید بعد از انسانها بخواهید که از دیگران دوری نکنند یا از آنها کینه و تنفر نداشته و حسن ظن داشته باشند. کودنی را به حدی کشانده اند که می گویند حتی مادرهم به فرزندش چشم زخم می زند یا خود انسان هم ممکن است به خودش چشم بزند؟! 3- افراد برای دور ماندن از چشم زخم می روند از نعمتهای خدا استفاده نمی کنند و خود را دچار حتی دروغ و فریب در مقابل دیگران می کنند تا از چشم زخم دیگران مصون بمانند حتی آن را در اختیار دیگران قرار نمی دهند و آن را می پوشانند تا از دید دیگران خارج شده تا یک لحظه مورد چشم زخم نشوند. حتی برای دورماندن آن از تعویذ و یا اشیا خاصی که چنین توانایی ندارند سود می جوید در حالیکه در قرآن حتی اشاره ای به آن نیست. در ارتباط با دعا می گوییم خدا چگونه می گوید مسلمانان چگونه تفکرات خرافی به خورد مردم می دهند که حتی قائل به تعویذ می شوند. 4- این موجب ترسیدن افراد از همدیگر می شود. علاوه بر آن ناشی از بدشگون معرفی شدن افراد هستند همان طور که قبلا مفصلا در این مورد سخن گفتیم چنین نیرو و توانایی از اشیا خارج است. 5- همان طور که قبلا گفته شد ما نمی توانیم برای اشیا قائل به مسائلی مثل رساندن ضرر باشیم که از حالت و خاصیت آن شی خارج است. باید متوجه بود این موجب می شود که هر کج و لنگ و بیماری و مشکلاتی که در زندگی انسانی وجود دارد به چشم زخم منتهی گردد در نتیجه این نه تنها موجب تمرکز تمامی بدی ها در آن می شود موجب می شود فضاهای خرافی بیشتر باز شود و حقایق دنیا نادیده گرفته شود. با توجه به تعریفی که قرآن از غیب و انسان می دهد چنین بینشی از قرآن نمی تواند صادر شود و چنین توانایی برای چشم زخم قائل شد. 6- اگر هم می خواستیم به معنای بینایی هم بگیریم . (آیه سوره قلم) نگفته که از آن امواجی ساطع خواهد شد که او را نابود می کند. بلکه اگر هم به این معنی بود نوع نگاه را بیان می کند که امکان دارد نگاه غضب آلود، خشم، تمسخر، حقارت و .... باشد. سپس نتیجه گیری همان نگاه در پایان خود به عنوان شخصی که مجنون است از سوی آنها معرفی می شود. یعنی افراد می توانند با حالات مختلف از سوی چشمان خود افراد را تحت تاثیر قرار دهند حتی تابع خود کنند.در حالیکه همان طور که گفتیم اصلا این واژه آن معنا را نمی رساند. 7- تایید چشم زخم یعنی ربط دادن تمامی مسائل و واقعی جهان به این مسئله خرافی یعنی به جای اینکه برای تحول و حل مشکلات مسائل واقعی مورد بررسی و حل قرار گیرد ملتی تنبل به بار خواهد آورد که هر مشکل و بیماری خود را به خرافات ربط می دهد که او را از حرکت و رشد و کمال باز می دارد. چرا که چشم زخم می خواهد جای خدا و قوانین و سنن خدایی بنشیند، همه چیز تابع چشم زخم است و هیچ کسی هم مصون نیست و براحتی این افراد در حال نابودی و نقص قوانین خدایی هستند. البته تمامی مسائل به اینجا ختم نمی شود بعضی ها می آیند به آیات سوره کهف و نابودی باغ و نگفتن ماشاء الله برای نابودی نعمتهای خدا ، ارجاع به این آیات سود می جویند. حال نگاهی به این آیات می اندازیم ببینیم در این آیات چگونه بیانی دارد: این آیات از آیه 32 آغاز و در آیه 44 پایان می پذیرد بیان از داستان دو مرد با نعمات باغ و کشتزارهای سرسبز هستند. یکی اعتقاد به خدا دارد و دیگری اصلا اعتقادی به خدا ندارد و طوری غرور در او ایجاد شده است که می گوید اصلا باغ او نابود نمی شود و نمی داند که خدا چه سننی در این دنیا قرار داده است . دوست او می گوید ای کاش گفته بودی ما شاء الله(چیزی که خدا خواسته، آنچه خدا بخواهد) روی داده و تمامی قدرتها دست خداست و این به خواست او بوده است نه دست من و تو که خیال کنیم همه چیز می ماند و فردا چه چیزی کسب می کنیم(قبلا سوره لقمان بررسی شد در مقاله خواب) سپس خدا قدرت خودش را نشان می دهد نه اینکه بیان از چشم خوردن باشد. اصلا درسها و پیامهای این آیات خارج از آن نوع نگاهی است که این افراد بیان می کنند. دیگر آیات که از این واژه ها استفاده کرده است مراجعه کنید تا بدانید خدا چه می خواهد بگوید 128 انعام،188 اعراف ، 49 یونس، 107 و 108هود، 8 انفطار ، 7 اعلی. تمامی آیات تابع بودن جهان به خواست و تابع او بیان می کند.

منبع: چرا در چرا

كربلا از كربو بلا می گوید

به نام تك مكانیك قلبهای تصادفی

واقعه عاشورا واقعی یا خیالی؟

در جواب اون دوستمون كه گفتند قیام عاشورا یك قیامی است كه دارای ایراداته معنایی دارد عرض كنم:

من هم با شما لفظا و تلویحا موافقم!

اصلا عاشورایی وجود ندارد

اصلا كربلا خیالی است و در كربو بلا قبر مبارك سید الشهدا نیست و اصلا اینها یك چیزهای توهمی هست

بسیار خوب

اما من به شما بگویم

عاشورا كلاس درس است و فقط و فقط همان برای ما مانده، ما كه نبودیم و استاد رضا فاضلی كه  بوده باید توضیح دهد!!!!

ایوب كه خود كشتی رنج و غم دنیاست* شاگرد كلاس اول زینب كبری است

اصلا عاشورایی وجود ندارد

هر چند كه این واقعه آنقدر سند حقانیت دارد كه اصلا باید به بودن ما شك كرد نه بودن و یا نبودن كربو بلا! اما سه نكته در باب این حادثه تاریخی كربلا وجود دارد

درسی كه از كربلا می گیریم بهترین درس و نقشه راه برای تمام انسانهای روی زمین است

آنجایی كه گفته می شود قال امام حسین علیه السلام: هیهات من ذله

كه اگر این دستور در دستور كار ما انسانها قرار می گرفت اینقدر اجنبی به كشورهای اسلامی و... حمله نمی كردند و ما مقصودمان از تمثیل اشاره به جزئیات عرایضم دارد

ما رعیت الا جمیلا

حضرت زینب كبری علیه السلام در واقعه كربلا فرمودند چیزی ندیدم جز زیبایی

خوب این هم از تحمل دنیای پر از درد و زحمت دارد

و تا جایی كه گفته می شود

كل ارض كربلا و كل یوم عاشورا

بدین معنی كه همه‌ی زمین كربلاست(تمثیلی) و هر روز نیز(تمثیلی) عاشورا است

آنوقت است كه كربلایی میشویم و آنوقت است كه حسینی شدن ما حقیقی میشود

آنوقت است كه كربلا معنی می گیرد و می فهمیم كه كربلا چه قیامی بوده

علیه ظلم و جور و ستم

خدای من این چه بزرگی است كه در روز عاشورا اینگونه مورد ستم قرار می گیرد؟

خدای من یعنی این حسین(ع) كیست؟ كه زمانی كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در زمان ظهورشان اولین نفری كه از قبر بیرون می آورند آقا سید الشهداست  و پس از وفاتشان امام حسین علیه اسلام امامت دوباره زمین و زمان را در دست می گیرد؟

یعنی این حسین(ع) كیست؟ كه عالم همه دیوانه اوست؟

اگر هم كسی نمی داند كه امام زمان كیست یا نمی خواهد بداند كه چه كسی است معرف حضورشان كنم كه در تمام ادیان اللهی در دین مسیح ،یهود و اسلام و هر دینی منجی وجود دارد بطور مثال در دین مسیح معتقدند كه حضرت عیسی علیه السلام در آینده ظهور خواهند كرد كه تحقیقا همین طور نیز هست و اما در دین مبین اسلام معتقدیم كه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در روزگاری خواهند آمد و جهان را پر از عدل و داد می كنند

اللهم عجل الولیك الفرج

با این شعر عرایضم را پایان خواهم داد

بر بالای تخت یوسف كنعان نوشته اند* هر یوسفی كه یوسف زهرا نمی‌شود

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

زیرا هر كار بزرگی كه بدون نام خدا انجام شود ناپایان خواهد ماند(پیامبر اكرم صل الله علیه و آله وصلم)

هر گاه می خواهند كار بزرگی را انجام دهند آنرا با نام افرادی كه مورد علاقه آنان است شروع می كنند مانند كلگ زنی یك پروژه كه آقای رئیس جمهور و یا رئیس و یا فلان منصب مهم را برای كلنگ زنی انتخاب می كنند

حال چه خوب است كه ما هم برای آغاز كارهایمان از كسی نام ببریم كه جاودانه است و زوال در كار او نیست و به كار ما بركت می دهد

و از امام علی علیه السلام نقل شده كه هر كاری با بسم الله بهتر است انجام دهیم و آنرا با این نام خجسته و مبارك كنیم.

بهمین دلیل است كه خدا وند تبارك و تعالی در آغاز و شروع نزول قرآن كریم فرمودند كه با نام خدا شروع كن اقرا بسم ربك

و میبینیم كه حضرت نوح هم در آن طوفان بزرگ و عظیم زمانی كه در كشتی اش رخ می داد به یارانش فرمود كه ذكر بسم الله الرحمن الرحیم را در آغاز حركت و زمانی كه كشتی توقف می كند را بگویند

همچنان كه در قرآن نیز آمده كه این سفر نیز با صحت و پیروزی به پایان رسید

هم چنین در قرآن آمده كه حضرت سلیمان در اول نامه خود به ملكه سبا بسم الله الرحمن الرحیم را سر آغاز آن قرار می دهد

و باز بر روی همین اصل، تمام سوره های قرآن ، با بسم الله آغاز می شود تا هدف اصلی كه همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با موفقیت و پیروزی و بدون شكست انجام شود.

و تنها سوره توبه است كه بسم الله د آغاز آن نمیبینیم ; چرا كه سوره توبه با اعلان جنگ به جنایتكاران مكه و پیمان شكنان آغز شده، و اعلام جنگ با توصیف به رحمان و رحیم سازگار نیست.

دوست بی اطلاعی فرمودند كه الله نام بتی است...

در جواب ایشون عرض كنم كه; چرا ما در همه جا بسم الله می گوئیم ، چرا بسم الرزاق و بسم جلال و... نمی گوییم؟

نكته این است كه الله جامع ترین نام های خدا است و همه صفات او را یك جا بازگو می كند ، اما نام های دیگر اشاره به بخشی از كمالات او دارد مانند: خالقیت ،رحمت و مانند آن.

علاوه بر آن بسم الله روحیه و توكلی به مومن (با ایمانی كه به این نام ایمان خالص دارد) می دهد و او را در انجام كارها یاری می فرماید و زمانی كه در كارها از خالقی بزرگ استعانت می جوید مطمئن تر حركت می كند

امام صادق علیه السلام می فرمایند بسیار می شود بعضی شیعیان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك می گویند و خداوند آنها را با ناراحتی مواجه می سازد تا بیدار شوند  و ضمنا این خطا ار نامه اعمالشان شسته شود

منزه تر است خدا و منزه است قرآن از كلام تكراری و غیر ضرور، پس چرا در اول هر سوره باید بسم الله آورد، قبل از این بگویم كه بسم الله جزو سوره است و در روایات زیادی این نقل شده

مثلا امام صادق علیه السلام كه جانم فدای ایشان باشد، فردی از ایشون سوال كردند كه در اول نماز در اول سوره حمد بسم الله بگویم

فرمودند:بلی و سپس دوباره سوال شد در سوره بعد(قل هو الله)چطور؟ فرمودند :بلی

و نقل است كه مردم شیطان صفت ، بزرگترین آیه قرآن ، بسم الله الرحمن الرحیم را سرقت كردند

همچنان كه رسول خدا نیز در تلاوت قرآن بسم الله را نیز سر آغاز تلاوت قرار می دادند

روزی نیز معاویه در دوران حكومتش در نماز جماعت بسم الله را نگفت و مردم پس از نماز فریاد زدند

آیا بسم الله را دزدیدی یا فراموش كرد؟

در جمله بسم الله نخست با كلمه اسم روبرو می شویم و به گفته علمای ادبیات عرب ، اصل آن از سمو بر وزن غلو گرفته شده كه به معنی بلندی و ارتفاع است ، و این كه به هر نامی اسم گفته می شود به خاطر آن است كه مفهوم آن بعد از نام گذاری از مرحله خفا و پنهانی به مرحله بروز و ظهور و ارتفاع می رسد و یا به خاطر آن است كه لفظ  با نامگذاری معنی پیدا می كند و مهمل و بی معنی بودن در می آید و علو و ارتفاع می یابد

در این باب بنده توصیه می كنم به یك استاد عربی رجوع كنید و معنی اسم را پیدا كنید و ببنید فلسفه اسم در لغت عرب چیست

به هر جال بعد از كلمه اسم به كلمه الله برخورد می كنیم كه جامع ترین نام ای خدا است زیرا بررسی نام های خدا كه در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامی آمده نشان می دهد هر كدام از آن یك بخش خاص از صفات خدا را منعكس می كند و تنها نامی كه اشاره به تمام صفات كمالات اللهی یا به تعبیر دیگر جامع صفات خدا جمال و جلال او همان الله است

به همین دلیل دیگر اسماء او به عنوان صفت است

مثل غفور و كریم و جلیل و....

و همانطور كه قبلا در پست قبل گفتم زمانی كه شما بگویید لا اله الا الله توحید معنی دارد و زمانی كه بگویید لا اله الا العلیم و... دلیل بر توحید و اسلام نیست

و الله در دیگر ادیان معروف به دین اسلام است و بس

صفت رحمان نیز اشاره به رحمت عام خدا دارد(در زبان عرب) كه شامل دوست و دشمن و مومن و كافر و... می باشد

مانند باران و یا نور خورشیدی كه برای همه می بارد و می تابد و امثالهم

ولی رحیم اشاره به رحمت خاص پروردگار است(در لغت عرب) كه ویژه بندگان خاص و مطیع و صالح و فرمان بردار است; اما رحمان در همه جای قرآن به صورت مطلق آمده كه نشان از عمومیت آن است و در جالی كه رحیم گاهی به صورت مقید ذكر شده كه دلیل بر خصوصیت آن است مانند خداوند نسبت به مومنان رحیم است و گاه به صورت مطلق مانند سوره حمد

و مانند این آیه: خداوند معبود همه چیز است ، نسبت به تمام مخلوقاتش رحمان ،و نسبت به خصوص مومنان رحیم.

از سوئی دیگر رحمان را صیغه مبالغه دانسته اند كه خود دلیل دیگری بر عمومیت رحمت او است. و رحیم را صفت مشبه كه نشانه ثبات و دوام است و این ویژه مومنان می باشد.

شهد دیگر این كه رحمان از اسماء مختص خداوند است و در مورد غیر او به كار نمی رود، در حالی كه رحیم صفتی است كه همدر مورد خدا و هم در مورد بندگان استعمال می شود، چنان كه در باره پیامبر(صل الله علیه و آله و صلم) در قرآن می خوانیم: ناراحتی های شما بر پیامبر گران است، و نسبت به هدایت شما سخت علاقمند است، و نسبت به مومنان مهربان و رحیم میباشد

امام صادق علیه السلام كه جانم فدای ایشان باد:رحمان اسم خاص است اما صفت عام دارد (نامی است مخصوص خدا  ولی مفهوم رحمتش همگان را در بر می گیرد) ولی رحیم اسم عام است به صفت خاص (نامی است كه بر خدا و خلق هر دو گفته می شود اما اشاره به رحمت ویژه مومنان دارد)

با این همه میبینیم رحیم نیز ، به صورت یك وصف عام استعمال می شود لبته هیچ مانعی ندارد تفاوتی كه گفته شد در ریشه این دو لغت باشد ، اما استثناهائی نیز در آن راه یابد . در دعای بسیار ارزنده و معروف امام حسین علیه السلام به نام دعای عرفه می خوانیم:ای خدایی كه رحمان دنیا و آخرت تویی و رحیم دنیا و آخرت نیز تویی!

و با این حدیث این بحث را پایان می دهیم:

خداوند صد باب رحمت دارد كه یكی از آن را به زمین نازل كرده است و در میان مخلوقاتش تقسیم نموده و تمام عواطف و محبتی كه در میان مردم است از پرتو همان ، ولی نود و نه قسمت را برای خود نگاه داشته و در قیامت بندگانش را مشمول آن بی سازد

و به همین دلیل است كه 113 سوره قرآن با رحمت آغاز می شود و تنها 1 مرتبه آن هم شامل برائت است كه با بسم الله آغاز نمی شود زیرا طبق گفته رحمان و رحیم با آن سازگار نیست

اما در جواب دوستی كه گفتند قرآنی وجود ندارد

من سوالاتی از شما دارم و خواهش می كنم جوابش را به من بدهید:

امام صادق علیه السلام چند سال پیش زندگانی می كردند؟

تلسكوپ چند سال پیش اختراع شد؟

با هم سوره ای از سوره های قرآن را می خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

اقرا بسم ربك الذی خلق*خلق الانسان من علق

معنی این را همگان می دانند

بخوان به نام پروردگاری كه تو را آفرید* و آفرید انسان را از خون بسته ای

امروزه ما می دانیم كه اسپرم مرد به چه شكلی است و این را قبلش اضافه كنم كه هر مردی كه یه سن بلوغ میرسد دارای آب بسته می باشد و هر آب بسته را یك نطفه می نامند

هر نطفه دارای میلیون ها اسپرم است كه یكی از آنها ما را تشكیل می دهد و هر یك از آن اسپرم ها دارای بیش از هزاران هزار ژن است كه حاوی صفات انسانی است ، گذشته از دی ان ای و... حال اگر یكی از این ژن ها ناقص بود و یا مشكلی از این هزاران هزار ژن بوجود می آید(تكرار می كنم فقط یكی از این هزاران هزار ژن) مشكل داشت آن وقت خدایی نكرده سر از بهزیستی و مراكز استثنایی در می آوردیم

این را علم پزشكی در همین دهه های اخیر كشف كرده.

آن وقت جای آنرا ندارد كه بگوییم به تعداد نعمتهایی كه به ما ارزانی دادی الحمد الله الرب العالمین؟

آن وقت درست است بگوییم كه خدایی وجود ندارد و همه ی اینها از صدقه سری چه می دانم....

برگردید از زمان جاهلیت ، برگردید دوستانی كه می گویید خدایی وجود ندارد

چرا اكنون موسسات معتبر امریكایی روی آیات قرآن تفكر می كنند؟

چرا اكنون هر روزه آیات قرآن با علم روز روشن می شود؟

تا كی می خواهید بخوابید؟

بیدار شوید از خواب غفلت  و گمراهی

امام صادق در هزار و اندی سال پیش كه هنوز 100 سال از اختراع تلسكوپ های هالوژن نگذشته است چنین می فرمایند:

در زبان عرب كلمه علق به معانی مختلفی برگشت داده میشود یكی از آنها زالو است

ایشان می فرمایند كه شكل همان اسپرم مرد(كه با تلسكوپهای بسیار قوی قابل مشاهده است) شبیه همین زالو است

دیگر اكنون تلسكوپ اختراع شده و می توانید ببینید كه اسپرم به چه شكلی است اگر تا بحال ندیدید بروید اخبار علمی فرهنگی شبكه دو را تماشا كنید در تیتراژ اولش اسپرم را نشان می دهند

حال اگر زالو هم ندیدید بروید در گوگل و تایپ كنید زالو و ببینیدش!

و هزاران هزار اعجاز قرآن كریم و دلایل برای وجود و اثبات خداوند كریم و جلیل

100 افسوس كه ما به جای گوش كردن به كلام خدا گوش به افراد بی سوادی همچون رضا فاضلی و... می دهیم

بی توجه به آن كه چنین منابع مهمی در دست داریم و از همه مهمتر خود قرآن

من حقیر هر آنچه می توانم و می دانم را می گویم از سوره علق گرفته تا كل فی فلك و.... كه اگر خواستید آنها را هم توضیح دهم

شاید ایمان آوردید

اسلام دین شمشیر زور و سلاح است!

بسم الله الرحمن الرحیم

زیرا هر كاری كه بدون نام او آغاز شود ناتمام خواهد ماند

به یك فرد نادانی كه دین اسلام را دین شمشیر و سلاح معرفی كردند جوابیه ای دارم كه خواندن آن برای شما هم خالی از لطف نیست

اول از هر چیز یك سوال از این آقای گمنام دارم

سوال: شما وقتی یك دستگاه كوچك و یا قطعه ای حساس و یا غیره حساس می خرید كاغذ آنرا می خوانید یا آنرا بدون خواندن كاتالوگ(كاغذ راهنما) استفاده می كنید؟ پس چرا بدون اطلاع از دین پدر و مادرتان از آن سخن می گویید؟

اما جوابیه

فردی گفته بودند كه فلان و بسار از این دینتون و ... و بعد گفتند "دین اسلام دینی است كه با شمشیر و زور و قلدری خود را در انسانها جای نهاده است"

جواب :

اولا فحش دادن به دین و یا هر چیزی نشان از بی ادب بودن و تربیت خانوادگی طرف دارد و عرض كنم كه شما اگر آیه 256 سوره بقره را مطالعه فرمایید نوشته است لا اكراه فی الدین، در راه دین اجبار و اكراهی نیست و اگر شما دین را نپذیرید ، اجبار به قبول آن ندارید و كلا اسلام دین عقلانی است و اگر عقلتان گفت كه فلان دین به این دلیل بهتر از اسلام است آنرا ول كنید از خدا هم نترسید!، اما اینكه چرا برخی زمانها دین اسلام ناچار شد كه با كشورهایی با شمشیر جنگ نماید به طور كلی سه دلیل داشت:

1-      اكثر جنگها مثل احد و ... (تاكید می كنم اكثرا) بدلیل دفاع از خود كشور اسلامی خود بوده است

2-      به دلیل جنگهایی (آن حداقل كه خیلی هم كم هستند و شماها آنرا پتك تگرگ كردید) به دلیل وجود كشورهایی بود كه بت پرست بودند و چون اسلام با بت پرستی مخالف است و آنرا بیماری روحی و برای انسان مضر می داند و آنرا كاملا خرافات می داند بوده كه كشورهایی كه اینگونه بودند باید با آنها جنگ می شد تا آنها را از این بیماری خرافی جدا كند زیرا مسیر بتپرستی مسیری صدرصد خلاف است و مسیر انحرافی بوده و اسلام می خواست آنها را از سقوط نجات دهد

3-      آخرین دلیل هم دمكراتیك بودن دین اسلام بود ، بدین ترتیب كه كشورهایی كه (مشرك بودند) و با اسلام مخالف بودند و هیچ دینی را جز بی دینی خود قبول نداشتند و هدف اسلام از جنگ با این كشورها این بود كه فضای دیكتاتوری آن كشورها را كاسته و حذف كند و مردم آزادانه و عاقلانه كه اساس دین اسلام عاقلانه بودن است ،بتوانند دین خود را انتخاب كنند، همان طور كه اسلام پس از جنگ با آن كشورها، برای مردم آنان تشریح اسلام كرد و اگر نخواستند آنها را نمی كشت زیرا ایمانی كه فقط ظاهری باشد اصلا اسلام آنرا قبول ندارد

والسلام

 

ارسال سوال شرعی از طریق پیام کوتاه

به منظور ارائه خدمت هر چه بهتر و سهولت دسترسی مقلدین به پاسخ سوالات شرعی خود در موارد ضروری، پایگاه اینترنتی دفتر حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی ) سامانه ارسال سوال از طریق پیام کوتاه را راه اندازی نموده است .

مقلدین معظم له  می توانند با ارسال پیام کوتاه  به شماره :

 

10000100

( از سراسر کشور بدون نیاز به پیش شماره)

سؤال خود را مطرح نموده و حداکثر ظرف مدت 24 ساعت جواب را دریافت نمایند

 

 جهت استفاده از این سرویس توجه به نکات زیر الزامی  است :

1-     از این طریق صرفا به سوالات فقهی ( احکام شرعی ) پاسخ داده می شود .

2-     از ارسال سوالاتی که جنبه ضروری ندارد - و می توان پاسخ آنرا با مراجعه به دفاتر

      پاسخگوئی و یا سایت اینترنتی بدست آورد - جدا خود داری نمائید.

3-  چنانچه به علت نقص فنی در مدت مذکور پاسخ دریافت نشد مجددا سؤال را ارسال فرمائید.

شركت در مجالس سینه زنی و هیئتهای عزاداری كه در آن برخی عزاداران و سینه زنان اقدام به لخت شدن می نمایند و محكم به سینه خود می زنند صحیح است؟

سوال شرعی:

شركت در مجالس سینه زنی و هیئتهای عزاداری كه در آن برخی عزاداران و سینه زنان اقدام به لخت شدن می نمایند و محكم به سینه خود می زنند صحیح است؟

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

:: با اهداء سلام و تحیت؛

جواب :  عزاداری خامس آل عبا (علیه السلام) از مهم ترین شعایر دینی و رمز بقای تشیع است؛ ولی باید به گونه ای برگزار گردد که موجب وهن مذهب نگردد و آسیبی به بدن وارد نشود، و مدّاحان محترم از اشعار کفر آمیز یا آلوده به شرک یا مضامینی که در شأن حضرات معصومین (علیهم السلام) و پیروان آنان نیست خودداری ورزند، و استفاده از آلات موسیقی مناسب مجالس لهو و فساد جایز نیست، و برهنه شدن به هنگام عزاداری در صورتی که در حضور زنان باشد حرام و اگر زنان هم نباشند در شأن این مجالس نیست.

همیشه موفق باشید               

دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی: / بخش استفتاءات

چگونه باید باشیم تا امام زمان‏(ع) از ما راضى باشد

نصایح آیةالله میرزا جواد تبریزی ره به طلاب

معمولاً طلّاب جوانى كه خدمت فقیه مقدس، میرزاى تبریزى قدس سره مى‏رسیدند، این سؤال را مى‏پرسیدند كه: »آقا! بفرمایید چه كار كنیم كه كارهایمان مرضىّ ولى عصرعلیه السلام باشد؟«

مرحوم میرزا قدس سره قبل از هر چیزى به ظاهر طلّاب نظر مى‏كرد. اگر مى‏دید كه لباس آنها مناسب طلبگى نیست یا موهایشان بلند است و یا فقط ته‏ریش دارند، با كمال محبت ابتدا به مشكل ظاهرى آنها مى‏پرداختند و مى‏فرمودند: »اول شكل ظاهر را باید درست كرد. شما موظف هستید در جامعه طورى حركت كنید كه شكل شما با سایر جوانان متفاوت باشد. موها باید كوتاه، ریش معمولى و لباس مناسب شأن باشد«. آن‏گاه مى‏فرمودند: اولاً طلبه باید به تكلیف خود كه شامل حلال و حرام الهى است دقت كامل داشته باشد، و با مسائل سرسرى برخورد نكند كه این قدم اول سازندگى است.

اگر طلبه درس نخواند و شب و روز خود را به مسائل دیگر بگذراند، نه تنها خدمت به دین نخواهد كرد؛ بلكه ضربه هم خواهد زد.

در ثانى هر كارى را كه مى‏خواهد انجام دهد، براى خدا باشد؛ یعنى با توكل به ایزد منان كار را براى رضاى خدا انجام دهد و جز خداى متعال چیز دیگرى را مدّ نظر نداشته باشد. اگر كار خالصانه براى خدا انجام گرفت، نتیجه خواهد داد و خدا در مقابل آن اخلاصى كه در عمل صورت مى‏گیرد، درجه داده و شخص را به مرتبه‏اى والا خواهد رساند. نكته دیگر اینكه ولاى به اهل بیت‏علیهم السلام باید همواره مدّ نظر باشد و با اخلاص كامل به ساحت مقدّس آنان عرض ادب كرده و كارى كند كه رضایت آنها در آن كار باشد و با زبان و عمل خود محبت خویش را به آنان ابراز كرده و در مقابل شبهات بایستد و از مظلومیت آنان دفاع كرده و حامى واقعى مذهب باشد.

نكته دیگرى كه مرحوم میرزاقدس سره به طلاب جوان تأكید مى‏كردند، درس خواندن بود كه طلبه باید تمام وقت خود را در جهت درس صرف كرده تا بتواند به دین خدمت كند. اگر طلبه درس نخواند و شب و روز خود را به مسائل دیگر بگذراند، نه تنها خدمت به دین نخواهد كرد؛ بلكه ضربه هم خواهد زد.

مورد دیگرى كه مرحوم میرزا قدس سره به آن توصیه مى‏كردند، توجه به معنویات در كنار درس بود و ایشان مى‏فرمود: زمانى كه ما فیضیه بودیم، نیمه شب(جهت نماز شب)مدرسه فیضیه مملو از طلبه مى‏شد به طورى كه اگر یك نفر غریبه وارد مدرسه مى‏شد، از كثرت حضور طلاب در مدرسه، تصور مى‏كرد كه وقت نماز صبح است، طلاب به شب زنده‏دارى و تهجّد بسیار مقید بودند. طلبه باید در جهت معنویت و خودسازى گام بردارد و از توسّل به اهل بیت‏علیهم السلام دریغ نكند. مرحوم میرزاقدس سره معتقد بود كه نیمه شب وقت مزد گرفتن است؛ از این رو خودشان نیمه شب‏ها با خداى خود راز و نیاز مى‏كردند و با معبود، پیوند قلبى خاصى داشتند كه حركت نیمه‏شب ایشان و تهجد در حرم مطهر و مسجد امام حسن عسكرى‏علیه السلام زبانزد طلاب بود.

نكته دیگرى كه ایشان بدان بسیار اصرار داشتند، این بود كه مى‏فرمود: طلبه علاوه بر آنكه باید زرنگ باشد، باید با تواضع و افتادگى حركت كند؛ خود را كسى حساب نكرده و با خلوص كامل به درس و بحث خود مشغول شود. اگر خود را كسى فرض كرد، به جایى نخواهد رسید:

افتادگى آموز اگر طالب فیضى

هرگز نخورد آب زمینى كه بلند است

احكام روزه

نیت روزه

1. در نیت روزه همین قدر کافی است که انسان قصد کند برای انجام فرمان خداوند از اذان صبح تا مغرب کاری که روزه را باطل می‏کند انجام ندهد و جاری کردن نیت بر زبان یا گذراندن از قلب لازم نیست.(1)

ماه را بنماید.(2)

باشد.(3)

روزه گرفتن برگردد، روزه‏اش باطل است.(4)

اموری که در نیّت روزه باید

1. قصد قربت و اخلاص؛ یعنی روزه را برای انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد.

2. در روزه واجب، نیت روزه از ظهر تأخیر نیفتد.

3. تصمیم بر خودداری نمودن از چیزهایی که روزه را باطل می‏کند.

4. در غیر روزه ماه رمضان باید نیت روزه را معین کند؛ مثلاً معین کند که روزه قضا یا کفاره است.

5. نیت در روزه واجب معین مانند روزه ماه رمضان باید استمرار داشته باشد؛ یعنی در بین روز از نیّت روزه بر نگردد.(5)

احکام روزه افراد بیمار

1. روزه دار باید مریضی نباشد که روزه برایش ضرر دارد وگرنه روزه بر او واجب نیست.(6)

نداشته باشد، باید روزه بگیرد.(7)

ضرر دارد، باید روزه بگیرد.(8)

4. اگر روزه‏دار خوف ضرر ندارد، باید روزه بگیرد.(9)

و گاهی از تجربه خود شخص.(10)

نمی‏توانم درس بخوانم، وظیفه‏ام چیست؟

جواب: ضعف و سستی تقریبا لازمه روزه است و نمی‏توانید بخاطر آن روزه را بخورید. می‏توانید سحر از غذای مقوی استفاده کنید.(11)

نمی‏تواند تا سال دیگر قضا کند، حکمش چیست؟

جواب: قضای روزه‏ها بر عهده او هست. هر وقت توانست بگیرد و برای تأخیر هر روزه تا رمضان بعد باید یک مدّ طعام که تقریبا ده سیر (750 گرم) است به فقیر بدهد، مگر آنکه در تأخیر معذور باشد.(12)

روزه اشکال ندارد.(13)

خیر؟

جواب: اگر خوردن آن در ماه رمضان برای درمان فشار خون ضروری باشد اشکال ندارد، ولی با خوردن آن روزه باطل می‏شود.(14)

می‏شود. آیا استفاده از آن موجب بطلان روزه می‏شود؟

جواب: استفاده از آن داروها به روزه ضرر نمی‏رساند.(15)

می‏شود؟

جواب: احتیاط در اتمام آن روزه و قضای آن است.(16)

روزه بیمار می‏شود؟

جواب: جایز نیست، مگر در حال ضرورت و در این صورت باید روزه را قضا کند.(17)

آیا گرفتن روزه بر او واجب است؟

جواب: گرفتن روزه واجب است، ولی در اثناء روزه اگر خوف مرض پیش آمد و یا آنکه ادامه روزه حرجی شد، افطار بنماید.(18)

طعام یعنی 10 سیر گندم به فقیر بدهد.

و نیز اگر روزه برای خودش ضرر دارد، روزه بر او واجب نیست و بنابر احتیاط واجب باید برای هر روز یک مدّ طعام به فقیر بدهد.(19)

قضای آن را بجا آورد.(20)

و اگر تمام نکرد قضای آن را بجا آورد.(21)

را تمام کرده و قضای آن را نیز بگیرد.(22)

کند و قضای آن را هم بجا آورد.(23)

مواردی که روزه باطل نمی‏شود:

1. سهوا چیزی بخورد یا بیاشامد.

2. تزریق آمپولی که بجای دوا استعمال می‏شود.(24)

می‏رود مانعی ندارد.(25)

می‏زنند.(26)

* استعمال شیافهایی که برای معالجه است اشکال ندارد.(27)

در دهان جمع شده باشد.(28)

باشد.(29)

* گفتنی است که مرز فضای دهان و حلق، مخرج (خ) می‏باشد.

5. چشیدن و جویدن غذا در صورتی که معمولاً به حلق نمی‏رسد، اگر چه اتفاقا به حلق برسد.(30)

باید از فرو بردن آب دهان جلوگیری شود.(31)

داده شود.

8. ریختن دوا در بینی، اگر نداند که به حلق می‏رسد.(32)

حلق برسد مکروه است.(33)

اشکال ندارد.(34)

عطر زدن هیچ مانعی ندارد.(35)

گلویش برسد، روزه‏اش صحیح است.(36)

وسایل دندان پزشکی مبطل روزه نیست.(37)

رود، مبطل نیست.(38)

صورت گاز و بخار به حلق می‏رسد اشکال ندارد.(39)

نماید.(40)

نیست.(41)

است و بلعیدن آن اشکال ندارد و مبطل روزه نیست.(42)

داخل معده شود روزه را باطل می‏کند؟

جواب: مبطل نیست.(43)

دهد، در صورتی که انجام ندهد باطل نیست.(44)

و کفاره دارد؟

جواب: نیت افطار و خوردن موجب بطلان روزه نمی‏شود ولی اگر نیت کند که روزه نباشد، روزه او باطل است و فقط قضای آن روز بر او واجب می‏شود و کفاره ندارد.(45)

دهان اشکالی ندارد.(46)



1. تحریر الوسیله، ج1، ص278؛ توضیح المسائل مراجع، ج1، ص914، م 1550.

2. توضیح المسائل مراجع، ج1، ص915، م 1551.

3. توضیح المسائل مراجع، ج1، م 1559؛ عروة الوثقی، ج2، فی شرائط وجوب الصوم، فصل 10؛ تحریر الوسیله، ج1، ص535.

4. توضیح المسائل مراجع، ج1، ص924، م 1570.

5. تحریر الوسیله، ج1، ص278؛ احکام روزه، فلاح زاده، ص18.

6. توضیح المسائل مراجع، ج1، م 1728.

7. تحریر الوسیله، ج1، ص293، م 1.

8. توضیح المسائل مراجع، م 1743.

9. آیة الله خامنه‏ای، اجوبة الاستفتائات، ص157، س 748 و 754.

10. پرسشها و پاسخها ،نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، س 138، ص373.

11. همان، ص139.

12. استفتائات امام، ج1، ص333، س88.

13. توضیح المسائل مراجع، ج1، ص930، م1583.

14. اجوبة الاستفتائات، آیة اللّه‏ خامنه‏ای، ص160، س768.

15. همان، ص160، س766.

16. استفتائات، آیة‏الله مکارم، ج2، ص148، س424.

17. استفتائات، آیة الله مکارم، ج2، ص148، س423.

18. استفتائات امام، ج1، ص320، س50.

19. توضیح المسائل مراجع، م 1728.

20. توضیح المسائل مراجع، م 417؛ استفتائات امام، ج1، س 417.

21. همان، ج1، ص918، م 1558.

22. همان مدرک.

23. همان مدرک.

24. توضیح المسائل مراجع، ج1، ص927، م 1576.

25. اجوبة الاستفتائات، آیة اللّه‏ خامنه‏ای، ص160، س 767.

26. استفتائات جدید، ج2، ص148، س 427.

27. توضیح المسائل مراجع، ج1، ص956، م 1645.

28. همان، م 1579.

29. تحریر الوسیله، فیما یجب الامساک، م7؛ توضیح المسائل مراجع، ج1، م 1580؛ استفتائات جدید، آیة الله مکارم، ج1، س 288.

30. توضیح المسائل مراجع، ج1، م 1582؛ تحریر الوسیله، ج1، کتاب الصوم، م 17.

31. استفتائات امام، ج1، ص 307، س11.

32. توضیح المسائل مراجع، م1657؛ استفتائات جدید، آیة‏اللّه‏ مکارم، ج2، س 427.

33. توضیح المسائل مراجع، م 1750.

34. استفتائات جدید، ج2، ص148، س427.

35. توضیح المسائل مراجع، ج1، ص961؛ تحریر الوسیله، ج1، ص288، م 1.

36. پرسش و پاسخهای برگزیده، نهاد رهبری در دانشگاهها، ج9، س136؛ اجوبة الاستفتائات، ص 158، س759.

37. استفتائات امام، ج1، ص306، س 9؛ استفتائات جدید، آیة اللّه‏ مکارم، ج1، ص284، ص87.

38. استفتائات امام، ج1، ص307؛ استفتائات جدید، آیة اللّه‏ مکارم، ج1، ص87، س286.

39. استفتائات امام، ج1، ص306، س 7 و 6؛ جامع المسائل، آیة اللّه‏ فاضل، ج1، ص149، س550 و س552؛ استفتائات جدید، آیة اللّه‏ مکارم، ج1، ص87، س 285.

40. اجوبة الاستفتائات، آیة اللّه‏ خامنه‏ای، س762، ص159.

41. جامع المسائل، آیة اللّه‏ فاضل، ج2، ص 164، س440.

42. همان، س 763، ص159.

43. جامع المسائل، آیة اللّه‏ فاضل، ج1، ص150، س553.

44. توضیح المسائل مراجع، م 1570.

45. جامع المسائل، آیة اللّه‏ فاضل، ج1، ص147، س 537.

46. استفتائات جدید، آیة اللّه‏ مکارم، ج2، ص147، س421.

راههای چگونگی انتخاب مرجع تقلید برای هر شخص بالغ و مكلف چیست؟

مجتهد اعلم ( یعنی کسی که تسلط وی به علم فقه از دیگران بیشتر باشد و درفهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد ) را از سه راه می‏توان شناخت:
اول: خود شما ، یقین کنید ، برای مثال اگر طلبه باشید می توانید مجتهد اعلم را بشناسید.
دوم: دو نفر عالم عادل که می‏توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر با گفته آنان مخالفت ننمایند.
سوم: عده‏ای از اهل علم که می‏توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند و از گفته آنان اطمینان پیدا می‏شود ، مجتهد بودن و یا اعلم بودن کسی را تصدیق کنند.
در صورتی که از یکی از این سه راه برای شناخت مجتهد اعلم استفاده نموده اید اعمال شما مجزی است .
توجه : اگر شناختن مجتهد اعلم مشکل باشد بنا بر احتیاط واجب باید از کسی تقلید کنید که گمان به اعلم بودن او دارید، بلکه اگر احتمال ضعیفی هم بدهید که کسی اعلم است‏ و بدانید شخص دیگری علمش از او بیشتر نیست ، بنا بر احتیاط واجب باید از او تقلید نمایید.
اگرچند نفر به نظر شما از دیگران اعلم و با یکدیگر مساوی باشند باید از یکی از آنان تقلید نمایید.

 
  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
 

درباره وبلاگ

عكس اخبار و مطالب آموزشی متنوع
لطفا به موضوعات مختلف و صفحات قبل هم مراجعه كنید
مدیر سایت : مدیر سایت محسن

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

My title page contents
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو