تبلیغات
بهترین وبلاگ آموزشی ایران - مطالب اخبار و مطالب سیاسی بهترین وبلاگ آموزشی ایران - مطالب اخبار و مطالب سیاسی
بهترین وبلاگ آموزشی ایران
دانلود آهنگ جدید+طنز+جک+اس ام اس جدید+جعبه جواهرات طلا و نقره+شعر طنز+مدل لباس+عکس های جالب و طنز+

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

زندگی نامه آیت الله سید ابراهیم رئیسی

زندگینامه آیت الله سید ابراهیم رئیسی
تولد و خانواده
سید ابراهیم رئیسی در سال 1339 هجری شمسی در خانواده‌ای روحانی در محله نوغان مشهد مقدس دیده به جهان گشود. پدرش از روحانیون مشهد و جدّ مادری اش هم روحانی بود.. ایشان از سادات حسینی (ع) است و نسب‌اش از هر دو سو به امام زین العابدین، علی ابن الحسین علیهما‌السلام می‌رسد. ایشان پنج ساله بود که پدر بزرگوارش به رحمت ایزدی پیوست.
تحصیلات 
پس از پایان تحصیلات ابتدایی در مدرسه جوادیه، طریق پدر را در پیش گرفت و وارد عرصه طلبگی و دروس حوزوی شد. ابتدا وارد مدرسه نواب شد و مدت کوتاهی در آنجا به تحصیل پرداخت و سپس برای گذراندن مقدمات شامل ادبیات، منطق، معانی و بیان به مدرسه علمیه آیت‌الله موسوی‌نژاد رفت.
ایشان بنابر تأکید و سنت آیت‌الله موسوی‌نژاد، در همان اوان طلبگی و از سال سوم، تدریس به طلبه های تازه وارد را آغاز کرد .تحصیل ایشان در مدرسه آیت الله موسوی نژاد  تا سال 1354 ادامه یافت تا آنکه در این سال، به توصیه برادر بزرگ خود، تصمیم گرفت برای ادامه تحصیلات به شهر مقدس قم برود. 
در زمان ورود او به قم، مدارس فیضیه و دارالشفاء با اجبار طاغوت فعالیت نداشتند، و از این‌رو وارد مدرسه آیت‌الله بروجردی شد. ایشان علاوه بر تحصیل در مدرسه آیت‌الله بروجردی، مدتی هم تحت مدیریت  آیت‌الله پسندیده، در مدرسه ای که به‌طور رسمی زیر نظر دفتر امام(ره) ـ که آن زمان مسئولیتش با اخوی ایشان بود ـ اداره می‌شد، درس خواند..
ایشان در این مرحله کتاب اصول الفقه را نزد آیت الله مروی، لمعتین را محضر آیت‌الله فاضل هرندی، رسائل را نزد آیت‌الله موسوی تهرانی، مکاسب محرمه را خدمت آیت الله دوزدوزانی، مکاسب بیع را محضر آیت‌الله خزعلی، خیارات مکاسب را نزد آیت الله ستوده و آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی و کفایه را خدمت آیت‌الله سید علی محقق داماد، فرا گرفت.
اما اغتنام او از فضای علمی قم، تنها به فراگیری فقه و اصول محدود نماند و او در کنار دروس فقهی،  شرح منظومه و فلسفه را نزد آیت‌الله احمد بهشتی و دوره شناخت را محضر آیت‌الله شهید مرتضی مطهری تلمذ کرد و درس نهج البلاغه را نزد آیت اله نوری همدانی گذراند.
او بنابر علاقه خود، در دوره های تفسیر قرآن هم شرکت کرد و به این منظور در جلسات تدریس آیت‌الله مشکینی حاضر بود و از آیت‌الله خزعلی استفاده برد. 
حضور در محافل سیاسی و سوابق مبارزاتی 
زمان حضورشان در قم مصادف بود با سالهای پایانی حاکمیت طاغوت بر کشور. در این دوره و خصوصاً از سال 56 که با هتاکی روزنامه اطلاعات وقت به حضرت امام خمینی(ره)، موج جدیدی از اعتراضها از قم آغاز و در سراسر کشور منتشر شد، ایشان در اجتماعات اعتراضی که مبدأ اغلب آنها در قم، مدرسه آیت الله بروجردی (مدرسه خان) و مقصد آنها، بیوت علمای عظام بود شرکت می‌کرد، که از جمله مشهورترین این تظاهرات، تجمع 19 دی ماه سال 1356 در برابر منزل آیت الله العظمی نوری همدانی بود که با تیراندازی عوامل رژیم، به خون کشیده شد.
علاوه بر این، ایشان در مدرسه خان ( که در دوره بسته شدن فیضیه و دارالشفاء برای طلاب انقلابی مرکزیت داشت) در قالب هسته‌ای از طلاب انقلابی فعالیت می نمود.
حجت الاسلام و المسلمین رئیسی در این دوران فعالیتهای مبارزاتی خود را در ارتباط با علمای انقلابی که در زندان طاغوت بودند، پی گرفت و در این راستا به واسطه رفت  و آمد به منزل آیات سید ناصر حسینی و شیخ هادی مروی، به مرور با بزرگانی چون شهید مطهری، بهشتی و مفتح، آقای حکیمی و سایر بزرگان آشنا شد. ایشان در این دوران حضور پراکنده خود در تهران را با فعالیت انقلابی همراه می کرد و در تجمع هایی چون تحصن علماء و روحانیون دانشگاه تهران، شرکت داشت.
پس از پیروزی انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مرحوم شهید بهشتی که از نگرش عمیق حکومتی و تشکیلاتی برخوردار بود، بر آن شد تا با هدف کادرسازی برای تأمین نیازهای مدیریتی نظام تازه پا،  یک دوره آموزشی  برای حدود 70 نفر از طلاب قم که آنها را برای به دوش کشیدن بار مسئولیت‌های مختلف در کشور مناسب تشخیص داده بود، برگزار و آنها را برای پذیرش این مسئولیت‌ها آماده کند؛ حجت الاسلام و المسلمین رئیسی یکی از این طلاب برگزیده بود. 
در این دوره فشرده که عمدتاً در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار می شد، شخص شهید آیت الله بهشتی، حضرت آیت الله خامنه ای و سایرین از جمله مرحوم شهید حسن آیت، آیت الله موسوی اردبیلی و ... به صورت هفتگی به تدریس می پرداختند.
در روزهای اول استقرار نظام جمهوری اسلامی، همچون برخی مناطق دیگر مرزی در کشور، اخبار خوبی از شهر مسجد سلیمان که پایگاه گروههای چپ و مارکسیست بود به گوش نمی رسید. اینگونه شد که حضرت امام(ره) برای ساماندهی اوضاع، آیت الله شیخ هادی مروی را به عنوان نماینده خود در این شهر منصوب فرمودند. به این ترتیب، حجت الاسلام و المسلمین رئیسی به دعوت آن مرحوم، برای کمک در کارِ فرهنگی و اداره شهر همراه با گروهی از طلاب به مسجدسلیمان رفت و کلید ارتباط ایشان با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همان‌جا زده شد. 
ایشان پس از بازگشت از مسجدسلیمان، مجموعه سیاسی ایدئولوژیک پادگان آموزشی صفر- دو در شاهرود را تأسیس و برای مدت کوتاهی آن را اداره کرد. 
ورود حجت الاسلام و المسلمین رئیسی به عرصه مدیریت قضایی از سال 1359 و با حضور در جایگاه دادیاری شهرستان کرج آغاز شد. اما هنوز چند ماهی از این دوره نگذشته بود، که با حکم دادستان کل انقلاب، شهید آیت‌الله قدوسی، دادستان کرج شد.
اوضاع قضایی شهر کرج به علت مهاجرت عمومی به این شهرستان نزدیک به پایتخت و مسائل برآمده از محیط امنیتی- سیاسی عمومی کشور در اوان شکل گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی- از جمله آغاز جنگ تحمیلی در شهریور 1359 - پیچیده بود و اداره آن نیازمند جذب نیروهای فهیم انقلابی و هماهنگی با دیگر مسئولین بود که حجت الاسلام و المسلمین رئیسی در طول این دوره 2 سال و اندی (سالهای 59 و 60) به آن اهتمام ورزید.
موفقیت ایشان در ساماندهی وضعیت پیچیده این شهر موجب شد تا در سال 1361 ، همزمان با دادستانی کرج، مسئولیت دادستانی شهر همدان نیز به ایشان محول شود. به این ترتیب ایشان ناگزیر بود تا برای رسیدگی به امور هر 2 حوزه،  ایام هفته خود را به دو بخش، تقسیم و پیوسته میان این دو شهر تردد کند.
حضور همزمان ایشان در این دو مسئولیت، سه تا چهار ماه ادامه داشت، تا آنکه به عنوان دادستان استان همدان معرفی شد و از 1361 تا 1363، به مدت 3 سال در این سمت خدمت نمود.
سال 1364 ، سال آغاز مدیریت قضایی ایشان در پایتخت بود و به این ترتیب عهده دار سمت جانشینی دادستان انقلاب تهران شد.
با گذشت 3 سال از این تاریخ و در سال 1367 ، مورد توجه ویژه حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفت و احکام ویژه (1 و 2 و 3) و مستقیمی برای رسیدگی به مشکلات قضایی در برخی استانها از جمله لرستان، کرمانشاه و سمنان را مستقل از ساختار قوه قضائیه، از بنیانگذار انقلاب اسلامی دریافت کرد. بعد از آن هم حضرت امام خمینی(ره) چندین پرونده مهم را برای تصمیم قضایی به ایشان و جناب آقای نیری محول فرمودند. 
بعد از رحلت حضرت امام(ره) و آغاز زعامت حضرت آیت الله خامنه ای، حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی با حکم آیت الله یزدی رئیس وقت قوه قضائیه، به سمت دادستان تهران منصوب شد و از سال 1368 تا 1373 به مدت پنج سال این مسئولیت را برعهده داشت. پس از آن و از سال 1373 به ریاست سازمان بازرسی کل کشور منصوب شد و این سمت را تا سال 1383 عهده دار بود.
حجت الاسلام و المسلمین رئیسی از سال 1383 تا سال 1393، به مدت 10 سال معاون اول قوه قضائیه بود  و از سال 1393 تا کنون نیز دادستان کل کشور است. 
همچنین ایشان از سال 1391 تا کنون با حکم مقام معظم رهبری به عنوان دادستان کل ویژه روحانیت نیز منصوب شدند.
درس و بحث همگام با پذیرش مسئولیت‌های مختلف در نظام جمهوری اسلامی   
حجت الاسلام  و المسلمین رئیسی  درباره انگیزه خود برای جدا نشدن از کانون درس و بحث حوزوی می گوید: "اگرچه اشتغال به فعالیتهای انقلابی و مناصب قضایی و فرهنگی در طول دوره مبارزات انقلابی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، برای ما که تابع ولایت فقیه و مقلّد حضرت امام (ره) بودیم، یک واجب کفایی محسوب می شد و گریزی از تقیّد به آن نبود، اما واقعیت آن است که برای یک طلبه، حلاوت قرار گرفتن در بحبوحه درس و بحث حوزوی و فقهی، با هیچ اشتغالی قابل معاوضه نیست."
بر این اساس ایشان درسال اول پذیرش مسئولیت دادستان انقلاب اسلامی در کرج، با سه نفر از دوستان طلبه خود، حضور در یک دوره فقهی در محضر آیت‌الله مدرسی را آغاز کرد و برای آنکه به اشتغالات اداری او ضربه ای وارد نشود، زمان آن را در هماهنگی با استاد، اولین ساعات صبحگاهی تنظیم نمودند. 
این رویه را خصوصاً پس بازگشت از همدان به تهران ادامه داد و علاوه بر صبح‌گاهان،  برخی روزهای تعطیل خود را هم به دنبال نمودن دروس حوزوی اختصاص ‌داد. او در این دوره، خارج اصول را نزد مرحوم آیت‌الله سید محمدحسن مرعشی و آیت‌الله هاشمی شاهرودی و خارج فقه را محضر مرحوم آیت‌الله آقا مجتبی تهرانی بود. از سال 1370 هم که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای جلسات درس خارج فقه خود را دایر نمودند، به مدت چهارده سال در درس معظم له هم حضور یافت و دروس جهاد، قصاص و مکاسب محرمه را در محضر ایشان تلمذ نمود. 
حجت الاسلام و المسلمین رئیسی علاوه بر این، بنا به توصیه مکرر آیت الله مهدوی کنی و آیت الله آقا مجتبی تهرانی مبنی بر حفظ ارتباط درسی خود با طلاب، از سالها پیش تا کنون به عنوان مدرس در مدرسه علمیه مروی به تدریس سطوح عالی و کفایتین مشغول بوده و اکنون نیز قواعد فقه تدریس می نماید. 
ایشان در این مدت، تدریس تمام سطح از مقدمات تا رسائل و مکاسب و پایان کفایتین را در مدارس علمیه تهران از جمله، مدارس مجد، امیرالمومنین(ع)، امام حسین(ع) و مروی تدریس نموده است.
تا کنون یک دوره از درسهای حوزوی ایشان در زمینه قواعد فقه، در قالب سه جلد کتاب به نام قواعد فقه عبادی، فقه قضایی و فقه اقتصادی در آمده که از سوی طلاب تدوین و آماده چاپ شده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی همچنین پس از اتمام تحصیلات در دوره کارشناسی ارشد با ترغیب بعضی از اساتید خود، از جمله مرحوم آیت‌الله مرعشی در کنکور دکترای مدرسه عالی شهید مطهری شرکت کرد و پس از قبولی در آزمون کتبی و شفاهی، دوره دکترای فقه و اصول را در این مرکز علمی گذراند و با دفاع از پایان‌نامه خود با  عنوان «تعارض اصل و ظاهر در فقه و حقوق» موفق به اخذ مدرک دکتری در رشته فقه و حقوق خصوصی شد. ایشان  علاوه بر این. رساله‌ای هم با عنوان ارث بلاوارث برای اخذ مدرک سطح 4 به عنوان بالاترین مدرک حوزه علمیه قم، ارائه کرد که موفقیت در ارائه آن  منجر به اخذ بالاترین  مدرک حوزوی شد. 
ایشان در حوزه دانشگاهی هم در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه امام صادق(ع) و دانشگاه شهید مطهری به تدریس دروس تخصصی فقه قضا و فقه اقتصاد پرداخته است.
عضویت در شورای مرکزی روحانیت مبارز
در نیمه دوم سال 1376 پیشنهاد اعضاء مؤثر جامعه روحانیت مبارز از جمله آیت‌الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی برای حضور و عضویت در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز را پذیرفت و با رأی اعضا در یکی از جلسات جامعه، رسماً به عضویت شورای مرکزی جامعه روحانیت در آمد.
حضور و عملکرد در مجلس خبرگان
ایشان در سال 1385 ، از طرف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز و به توصیه نخبگان استان خراسان جنوبی برای عضویت در  چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری، خود را در معرض انتخاب مردم شریف استان آن استان قرار داد و با نظر مثبت بیش از 80 درصد مردم این استان وارد مجلس خبرگان شد. 2 سال پس از حضور در این مجلس، با رأی خبرگان ملت  به عنوان عضو هیأت رئیسه انتخاب و عضویت ایشان در این جایگاه تا اتمام دور چهارم، با رأی نمایندگان محترم مجلس خبرگان تمدید شد.
در هیئت رئیسه، مسئولیت بخش اجرایی دبیرخانه را بر عهده گرفت و علاوه بر آن مسئولیت دفتر تهران که مسئول ارتباط خبرگان با نهادها و سازمان‌های مختلف است به ایشان محول شد. عضویت در کمیسیون آئین‌نامه مجلس خبرگان و عضو منتخبِ کمیته تنظیم بیانیه پایانی تمامی اجلاسیه ها در دوره چهارم، از سایر مسئولیتهای وی در این دوره بود. 
ایشان در طول دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری، عضو  و دبیر کمیسیون تحقیق نیز بود. 

سوابق علمی
-سطح چهار فقه و اصول از حوزه علمیه قم
- فوق لیسانس حقوق خصوصی
- دکترای فقه و مبانی حقوق با گرایش حقوق خصوصی از دانشگاه شهید مطهری
- تدریس متون فقهی سطح عالی و قواعد فقه قضاء و فقه اقتصاد در حوزه های علمیه تهران و دانشگاه ها
 
سوابق مدیریتی و سیاسی
- انجام ماموریت های ویژه قضایی در مناطق مختلف کشور با حکم امام خمینی(ره)
- عضویت در هیات امنای ستاد اجرایی فرمان امام(ره) - موضوع اموال در اختیار ولی فقیه - به مدت ده سال از سوی مقام معظم رهبری
- معاون اول قوه قضاییه به مدت ده سال
- ریاست سازمان بازرسی کل کشور به مدت ده سال
- دادستان انقلاب اسلامی تهران
- اولین دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر کشور
- دادستان انقلاب اسلامی استان همدان
- عضو هیات عالی گزینش کشور
- مشارکت در تاسیس دفاتر حزب جمهوری اسلامی در جنوب خراسان به دستور آیت الله دکتر شهید بهشتی
- موسس حوزه علمیه فاطمه الزهرا(س) خواهران در تهران (کوی نصر)

مسئولیت‌های کنونی
- تولیت آستان قدس رضوی
ـ دادستان کل ویژه روحانیت 
- عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری 
- نماینده مردم شریف استان خراسان جنوبی در مجلس خبرگان رهبری


منبع: پایگاه اطلاع رسانی سید ابراهیم رئیسی

كاندیدای ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد

رئیس دولت‌های نهم و دهم با اشاره به ثبت‌نام در دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری، گفت: مقام معظم رهبری به من سفارش کردند که در انتخابات به عنوان کاندیدا شرکت نکنم، من به قول اخلاقی‌ام پایبندم و حضور و ثبت‌نام در انتخابات صرفاً برای حمایت از برادر عزیزم آقای بقایی است.

محمود احمدی نژاد امروز بعد از ثبت‌نام در انتخابات ریاست جمهوری در جمع خبرنگاران، اظهار کرد: مقام معظم رهبری به من سفارش کردند که در انتخابات به عنوان کاندیدا شرکت نکنم، من نیز پذیرفتم البته این معنای نهی نبود و توصیه ایشان بود و توصیه ایشان مانع حضورم نمی‌شد و علیرغم اینکه فشار گسترده‌ای از سوی مردم برای حضور در میدان دارم به قول اخلاقی خود پایبندم و ثبت‌نام در انتخابات صرفاً برای حمایت از برادر عزیزم آقای بقایی است.

وی با تأکید بر اینکه برای حمایت از حمید بقایی در انتخابات ثبت‌نام کرده است، افزود: آقای بقایی فردی تربیت شده در انقلاب اسلامی، سازش ناپذیر و با روحیه خدمت به مردم است و در این عرصه جزو پیشگامان می‌باشد.

احمدی نژاد خاطرنشان کرد: صیانت از حق و بیت‌المال مردم و مسئولیت‌هایی که مردم بر دوش ما می‌گذارند همواره سرلوحه کار آقای بقایی بوده و هست. در عین حال یکی از امتیازات ایشان این است که آقای بقایی سند روشن و زنده سلامت دولت قبل است.

وی تصریح کرد: ایشان هفت ماه و نیم در زندان بود که نمی‌خواهم تکرار کنم با چه شرایطی اما حتی یک مورد سوء استفاده و تخلف در مورد او به اثبات نرسید. در حالی که تحت سخت‌ترین شرایط به سر برد و روز اول بازداشت ایشان من اعلام کردم که از پاکدستی او حمایت می‌کنم.
احمدی نژاد یادآور شد: نهایتاً به همه معلوم شد که این فرزند کوچک ملت فردی پاک است و کسانی که مسئولیت سیل تهمت‌ها را به دولت قبل داشتند با زدن نامه به آقای بقایی و انتشار آن از زدن همه تهمت‌ها و افتراها به طور رسمی عذرخواهی کردند که این عذرخواهی در مراجع قضایی نیز ثبت شد.

وی در ادامه گفت: امیدوارم انتخاب ملت ایران مثل همیشه بهترین و کامل‌ترین انتخاب و آغاز تحولات مثبت در اداره کشور و زندگی مردم باشد. مطمئناً بنده با همه توانم در خدمت آقای بقایی خواهم بود و در واقع در زندگی بنده و امثال بنده و آقای مشایی و بقایی فدای یک لحظه سرافرازی ملت ایران است.

رئیس دولت‌های نهم و دهم همچنین گفت: من به عنوان خادم ملت برای همه شناخته شده هستم و تمام زندگی من، آقای بقایی و آقای مشایی توسط نهادها و رسانه‌های گوناگون داخلی و خارجی و دستگاه‌های اطلاعاتی بارها شخم زده و زندگی‌مان را در معرض دید بشریت و ملت ایران قرار دادیم. در عین حال در دوران گوناگون فرصت خدمت‌گذاری به مردم را داشته‌ایم.

وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: خدا را سپاسگذارم که اینجانب را در این دوران و در زمان شکوه ملت ایران به دنیا آورد و فرصت خدمت به آنها را به من داد. امروز جامعه بشری در آستانه تحولات بزرگی به سمت آزمون‌های تاریخی است. آرمانی که جامعه بشری بیش از 10 هزار سال به دنبال آن بوده و تلخ و شیرین‌های زیادی را دنبال کرده است.

وی افزود: مجاهدت‌ها و فداکاری‌های انسان‌های شایسته مانند موتور محرکی جامعه بشری را پشتیبانی کرده و حرکت داده است. ملت ایران نیز ملتی بزرگ، شایسته و تاریخ‌ساز است. ملتی که همواره به دنبال عدالت،‌ آزادی و کرامت انسانی تلاش کرده است. ملتی که نام او با مهرورزی،‌ عدالت طلبی، صلح و آرزوهای نیک برای دیگران گره خورده است.

احمدی نژاد تأکید کرد: افتخار می‌کنم که یک ایرانی هستم و در دورانی که ملت ایران مجدداً با بازیابی هویت اصلی خود و پیدا کردن روح جمعی و با فشار بر توانایی ذاتی خود مجدداً پرچم در نیل به آزادی و عدالت را بالا برده است زندگی می‌کنم.

رئیس جمهور پیشین کشورمان همچنین بیان کرد: انقلاب اسلامی از دل ملت ایران بوده و محصول یک تفکر عمیق است و همانگونه که کشور متعلق به ملت است همه موجودی‌های کشور نیز متعلق به ملت است و هر نظام سیاسی که از ملت سر درآورد باید در خدمت ملت باشد.

وی یادآور شد: من معتقدم توانایی‌های ذاتی و امکانات بالقوه و بالفعل ملت ایران این امکان را می‌دهد که آنها بر فراز عزت در جهان قرار گرفته و با استقرار عدل و آزادی زندگی کنند. همه نیز اذعان دارند که ملت ایران در انجام وظایف و رسالت تاریخی خود کوتاهی نکرده و هر جا نیاز بوده آنها پیشگام بوده‌اند.

احمدی نژاد خاطرنشان کرد: باور من این است که امروز در زیست اجتماعی در شرایطی که لایق آن هستیم قرار نداریم و نیازمند عزم ملی و تلاش خستگی‌ناپذیر برای جایگاه ویژه خود هستیم.
منبع: تابناك

40 در صد معتادین مدرک فوق دیپلم تا دکتری دارند!

درآمد میلیونی از توفان های اخیر!

شغل های کاذب اطراف ما را گرفته اند. شغل هایی که نمی دانی به خاطر غم نان است که ایجاد شده اند یا نیاز جامعه آن ها را به این ورطه کشانده است. سال گذشته یک توفان در تهران نشان داد که نصابان ماهواره چه درآمدی دارند؛ آن هم از نوع کلان! بعد از توفان تهران مشخص شد که باید برای درست  کردن آنتن ماهواره تان وقت بگیرید. انگار به مطب دکتر مراجعه کرده اید. 
بعد از توفان تهران معلوم شد که نصابان کسب و کار پردرآمدی دارند، اگرچه این روزها باز به گوش می رسد که دیش های ماهواره سمت غرب تهران و منطقه دامپزشکی را جمع کرده اند و سردار ساجدی نیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که «آیا مجددا از روزهای گذشته طرح جمع آوری دیش های ماهواره در دستور کار پلیس پایتخت قرار گرفته است؟» اظهار کرد: «طرح جمع آوری دیش های ماهواره از گذشته در دستور کار پلیس بوده است و این موضوع اقدام جدیدی از سوی پلیس نیست.»
اما این جمع آوری دیش های ماهواره خللی در شغل نصابان وارد نکرده است، چنانچه محمد که خودش از نصابان ماهواره است و 10 سال است این شغل را دارد، می گوید: «هرچه بیشتر ماهواره ها را جمع کنند به نفع ماست، چون تقاضای نصب بیشتر می شود و از لحاظ قانونی منع دارد ولی شغل های کاذب هم در جامعه وجود دارد و این روزها منبع درآمد شده است.»

لاین، وایبر، تلگرام، محل تبلیغ دیش های ماهواره
نصاب های ماهواره این روزها مانند پزشک یا فروشنده معتمد هستند. باید نصابت را خوب بشناسی و مشتری دائمی اش باشی تا او هم محل زندگی ات را خوب بشناسد و هر بار که پارازیت ها آمدند سریع فرکانس های جدید را جایگزین کند. محمد در لاین و تلگرام گروه دارد.
 هرماه مدل های جدید رسیور و کد کانال های جدید را در گروه هایش می گذارد. از دیگر سو، می گوید: «مشتری های ثابت دارم و دیگر آمار منطقه ها دستم آمده است. مثلا وقتی از منطقه یوسف آباد پنج نفر زنگ بزنند که فلان کانال قطع شده، سریع بررسی می کنم و فرکانس جدید را در گروه می گذارم.»
اوایل ورود ماهواره به کشور، دیش های بزرگ بورس بود و رسیورهای قدیمی، ولی این وسیله در تکنولوژی وارد شده و هر روز مدل های جدیدتر وارد بازار می شود.

نصاب ماهواره پروازی!


توفانی بر دیش های ماهواره

این شغل کاذب متاسفانه فقط در تهران متقاضی ندارد، بلکه در شهرستان ها هم از نصابان خوب دعوت می کنند که دیش هایشان را تنظیم کنند. محمد خودش از نصابانی است که به همه جای ایران برای نصب دیش رفته است. می خندد و می گوید: «ما مثل استادان پروازی هستیم با این تفاوت که استاد نصب ماهواره ایم و برگزاری کلاس روی پشت بام است! دلیل موفقیتم هم این است که سرعتم خیلی بالاست و سریع کار را انجام می دهم. به من پول بدهند همه جا می روم. الان یک دکتر در شمال شهر مشتری من است، آن قدر کارم خوب بوده که تمام ماهواره های ویلاهای شمال، لواسان و دماوندش را هم من نصب کرده ام،  به قدری دقیق  جهت یابی می کنم که من را روی دست می برند!»
بالاخره بعد از اصرارهای زیاد راضی می شود بگوید ماهی چند میلیون درآمد دارد، آن هم از یک شغل کاذب! اما این شغل کاذب هم مشکلات خودش را دارد. وقتی می پرسم تا حالا گیر نیفتادی، جا می خورد و می گوید: «چرا! گیر هم افتادم. جریمه هم شدم. ولی این تقصیر من نیست که مردم دلشان می خواهد جم و ریور ببینند، من باید تاوان پس بدهم! وقتی ماهواره ها را جمع می کنند، مردم هی زنگ می زنند بیا، وصل کن! این تقصیر منه!؟ باید به مردم بگویند ماهواره نبینید وگرنه من صورت مسئله هستم.»

چندی است خبر می رسد دوباره جمع آوری دیش های ماهواره آغاز شده است. همیشه در قضیه دیش های ماهواره جمع آوری شان مورد توجه قرار داشت، ولی چندی است نصابان هم به جرگه سوژه اخبار پیوسته اند. توفانی که چندی پیش تهران را درنوردید، دیش ها را از جا درآورد، تنظیمات کانال ها را به هم ریخت، نشان داد یک شغل کاذب و پنهان در تهران وجود دارد که درآمد میلیونی از آن به دست می آید و باعث شد تا به نصب دیش ها به عنوان یک شغل پردرآمد نگاه شود.
چندی پیش علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تکیه بر نتایج یک پژوهش گفته بود، ضریب استفاده از ماهواره 71 درصد مردم تهران را شامل می شود و تاکید کرده بود، باید ببینیم که با آسیب های این شبکه ها چگونه مقابله کنیم.»
هرچند به نظر می رسد میزان استفاده از ماهواره در تهران حتی بیش از 71 درصد باشد و طبیعتا در بسیاری از نقاط کشور به ویژه خارج از کلان شهرها، این آمار پایین تر از این اعداد است، با این حال حتی اگر به همین آمار استناد کرد و متصور شد که از دو میلیون و 830 هزار نفر خانوار ثبت شده در پایتخت، 71 درصدشان صاحب تنها یک دیش ماهواره باشند، بیش از دو میلیون دیش روی پشت بام های پایتخت نصب است که البته این آمار خوش بینانه است.

نحوه جمع آوری دیش ها با فرهنگ ما مغایرت دارد
موضوع جمع آوری دیش های ماهواره موضوع جدیدی نیست، اما همیشگی است. نحوه جمع آوری دیش ها به شکلی بوده است که حتی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به آن معترض بودند و اقدامات فرهنگی را موثرتر دانستند. گفتنی این که چندی پیش رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی درباره اعزام ماموران نیروی  انتظامی به منازل مردم برای جمع آوری دیش های ماهواره گفت: «تا چندی پیش در دو کشور استفاده از ماهواره ممنوع بود. افغانستان و ایران، ولی الان افغانستان هم ماهواره را آزاده کرده است.»
عبدالرضا عزیزی افزود: «خیلی نامناسب است برای ما که در قرن 21 در دهکده جهانی زندگی کنیم بگوییم ماهواره ممنوع! برویم، بیاییم بریزیم این دیش ها را جمع کنیم، با بداخلاقی برخورد کنیم. این اصلا در شأن فرهنگ اصیل اسلامی کشور ما است؟»
نصابان ماهواره شغلی کاذب دارند آن هم بی مخاطره نیست. دستگیر می شوند. جریمه می دهند و حتی در توفان اخیر نزدیک بود در حین کار از فراز بام ها به قعر آسفالت پرتاب شوند! اما به قول رضا، که دوباره به این شغل بازگشته: «دو سال در یک شرکت مشغول به کار بودم، این اواخر متوجه شدم بیمه ام که رد نشده، حقوق ماه های آخر را هم دریافت نکردم و حالا در مرحله شکایت کردن هستیم. قبلا دیش های ماهواره را نصب می کردم. دوباره به این شغل بازگشته ام چون همیشه مشتری دارد. آقای خودت هستی و با یک نصب و چند کد کانال روزی حداقل 200 هزار تومان درآمد خواهی داشت.»

برترینها 

سردار سرلشكر حاج قاسم سلیمانی

سردار سلیمانی خود به یک رسانه تبدیل شده است. چهره سال 1393 یک نظامی است و همین موضوع جالب است. سردار سلیمانی به عنوان یک مستشار نظامی در عراق فعالیت دارد و به عراقی‌ها در جنگ علیه داعش فعالیت می‌کند و این یعنی تامین امنیت مرزهای ایران. سردار سلیمانی نقش پررنگی در پیروزی‌های اخیر عراق دارد اما چگونه یک نظامی، یک سردار و یک قهرمان امنیتی به عنوان چهره سال از سوی ایرانی‌ها انتخاب می‌شود؟
 مهر ماه ۱۳۶۳ در ارتفاعات میمک بالای سر خویشاوند تازه شهیدشده‌اش احمد سلیمانی رسید که جانشین و معاون اطلاعات و عملیات خودش در لشکر ۴۱ ثارالله بود. بعدها درباره آن لحظه نوشت: «دست تقدیر این بود من که از دوران کودکی با احمد بودم، زمان شهادتش هم بالای سرش حاضر شوم... چهره او را که پس از شهادت دیدم، نصف صورتش را خون پوشانده بود و نصف دیگر صورتش مثل مهتاب می‌درخشید و حقیقتاً‌ آرامش خاصی در چهره او پیدا بود که باعث شد دیدن این صحنه جزو دیدنی‌ترین صحنه‌های عمرم در دوران دفاع مقدس باشد».
توصیف او از چهره برادر شهیدش ما را به یاد خیلی از خاطرات آخرین وداع‌ها با شهدای دفاع‌مقدس می‌اندازد و البته به یاد خاطرات کسانی که روی ماه قاسم سلیمانی را دیده‌اند. این چندان عجیب نخواهد بود اگر توصیف لغتنامه دهخدا را از سیمای اهالی «رابُر»- منطقه کوهستانی زادگاه قاسم سلیمانی در 120 کیلومتری جنوب شهر کرمان- خوانده باشید: "مردم آنجا به صباحت (زیبایی) منظر شهره و از متاع حسن و ملاحت بابهره‌اند."
اتفاقا یکی از ناگفته‌های مقدر درباره او همین است که ظرف کمتر از 4 سال از شروع جنگ روانی غرب در سال 2011 - با نخستین گزارش‌های جهت‌دار و سیاهنمایی روزنامه‌های آمریکایی درباره «یک ژنرال مرموز ایرانی»- مکر دشمن به خودش بازگشته و قاسم سلیمانی از فرمانده نامرئی نیروی قدس سپاه پاسداران تبدیل به سلطان بدون مرز قلب‌ها شده است.
سایت آمریکایی المانیتور در این باره می‌نویسد: «قاسم سلیمانی در ماه‌های اخیر از یک مرد مرموز و پشت پرده به فردی تبدیل شده که پس از هر پیروزی عراقی‌ها در جنگ با داعش تصاویر وی نیز منتشر می‌شود و وی دیگر یک مرد در سایه نیست. در این تصاویر با یک لباس نظامی ساده و بدون هیچ‌گونه سلاحی میان مبارزان عراقی دیده می‌شود و با لبخند آرامی که دارد، در نهایت آرامش به سر می‌برد». او این بار عامدانه و آگاهانه تاکتیک سایه‌وارش را عوض کرده است چون می‌داند اوج‌گیری فتنه تکفیری همراه با برجسته‌سازی سرکرده‌ها و جنایت‌ها و ترورهای آنها توسط غرب، در چارچوب پروژه هراس‌افکنی در دل مسلمانان و همچنین تخریب اسلام حقیقی است. به همین خاطر سردار بزرگ اسلام از گمنامی مورد علاقه‌اش برون‌ زده و خود را به خطر می‌اندازد تا با لبخندی دلنشین و اطمینان‌بخش بدون اسلحه، محافظ و جلیقه ضدگلوله و کلاه آهنی حضور خود در خط مقدم میدان جنگ با کفر اسلام‌نما را اعلام کند و به مردم وحشت‌زده غرب و شرق دلگرمی بدهد. به قول تحلیلگر المانیتور، انتشار تصاویر فرمانده همیشه آرام و متبسم فرمانده سپاه قدس، پیام آشکار ملت ایران برای مردم منطقه و جهان است که این تنها آغوش مطمئنی است که می‌شود اعتماد و پیروزی را از آن انتظار داشت؛ آغوشی که نه در منطقه و نه در تمام جهان نظیر آن وجود ندارد اما در حقیقت این پیام اسلام راستین نیز هست. می‌توان از همین حالا اهتزاز پرچم «الله‌اکبر» عراق و بیرق «یاحسین» سپاه بدر و گردان‌های حزب‌الله را بر فراز موصل هم مشاهده کرد. در سوریه هم به لطف حمایت 4ساله «فرمانده سایه» تازه آفتابی شده، ورق کاملا علیه تکفیری‌ها و تروریست‌ها برگشته به طوری که رجب اوغلی عثمانی سوار مرکب جنگ شده و در حمایت از داعش منفور روز روشن به شام لشکر می‌کشد. همزمان سعودی‌ها و هاشمی‌های عربستان و اردن هم با سیاست خارجی مالیخولیایی‌شان زمینگیر شده‌اند و معلوم نیست داعش را تهدید می‌دانند یا متحد؟
در همین حال فاتح صلاح‌الدین همچنان که از فتح آمرلی و نصر «جرف النصر» به آزادی تکریت نزدیک می‌شود با اقبال باورنکردنی از سوی عرب، عجم، کرد و ترک با هر مذهب و مسلکی مواجه شده است.
 آمریکا، اسرائیل و سعودی و حرامیان دست‌پرورده داعشی‌شان که جای خود دارند، انگار خود دولت جمهوری اسلامی هم از این فتح بی‌سابقه قلب‌ها غافلگیر شده است تا جایی که مشاور رئیس‌جمهور، قاسم سلیمانی را صرفا نماینده ایران می‌خواند در حالی که رئیس شورای امنیت ملی ایران او را چهره‌ای فرامرزی می‌داند! دعوا نکنید آقایان او مالک اشتر دیگر جهان اسلام است.
حاج‌قاسم ایران، ژنرال قاسم سلیمانی رسانه‌ها و رهبران دنیا؛ فرمانده‌ای نظامی که مجله معتبر نیوزویک آمریکا با چاپ عکسی از او با لباس نظامی و نگاهی محکم او را «الهه انتقام» می‌خواند و توضیح می‌دهد که او ابتدا با آمریکا جنگید، الان در حال له کردن داعش است. «آوازه فرماندهی‌اش تا بدانجا می‌رود که اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا او را «دشمن قابل احترام» خود می‌نامد و جان کری، وزیر خارجه آمریکا برای دیدار با او ابراز علاقه و اشتیاق می‌کند و «رائول مارک گرشت» عضو ارشد اندیشکده دفاع از دموکراسی می‌گوید: «قاسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند... تکان بخورید... تلاش کنید یا دستگیرش کنید یا بکشیدش»! نقل قول‌ها و گزارش رشادت‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و آرامش و ظاهر منحصربه فردش در نشریات مختلف منطقه‌ای و جهانی و شبکه‌های اجتماعی منعکس می‌شود و نام او را از متن تحلیل‌های نظامی و نشریات خاص به میان توده مردم می‌کشاند تا جایی که عکس، فیلم و خبر حضورش در منطقه‌ای از عراق یا سوریه به سرعت در شبکه‌های اجتماعی انعکاس می‌یابد و دست به دست می‌شود.
با همه اوصافی که بیان شد مخاطب در پی دیدن عکس‌های این فرمانده نامی با عکس‌هایی مواجه می‌شود که بسیار ساده و به دور از تعارفات نظامی گرفته شده است؛ تناقض عجیبی که البته برای آنان که به نحوه و نگرش نظامی‌گری در ایران آشنا هستند تعجب‌برانگیز نیست.
موضوع اصلی همین است سردار سلیمانی بدون اینکه عکس‌های حرفه‌ای از وی باشد، بدون اینکه تبلیغات رسانه‌ای برنامه‌ریزی‌شده داشته باشد، بدون اینکه گفتگوی رسانه‌ای و مصاحبه‌های رنگارنگ داشته باشد و حتی بدون اینکه سخنرانی‌های آنچنانی داشته باشد به محبوب‌ترین چهره ایران تبدیل شده است. سردار سلیمانی مانند چهره‌های هنری و ورزشی که ذاتا تبلیغاتی است، نیست؛ وی مانند چهره‌های سیاسی که با اظهارات پوپولیستی یا روشنفکرانه یا رسانه‌دوست مشهور شده‌اند، نیست؛ وی مثل هیچ‌کس نیست. حاج قاسم سلیمانی یک چهره واقعی است که محبوبیتی واقعی دارد و برخلاف چهره‌های تبلیغاتی یک قهرمانی پوشالی نیست بلکه یک قهرمان واقعی است؛ قهرمانی که با عملکرد خود به محبوبیت دست یافته نه با حرف و وعده و رسانه. حاج قاسم مرد جهاد است و همت مضاعف را معنا کرده است و به همین علت یک قهرمان واقعی و چهره واقعی است. او الان می‌تواند با افتخار بگوید من یک نظامی هستم، من یک سردار هستم...

جملات منتسب به امام که در صحیفه نیست

برخی از جملات و عبارات مشهور را که به حضرت امام (قدس سره) نسبت داده شده، به حدی از سخنران‌ها و یا صدا و سیما شنیده‌ایم و همچنین در پارچه نوشته‌ها، سایت‌ها، مطبوعات و حتی کتب و مقالات خوانده‌ایم که ملکه ذهنمان شده است. از همین رو است که بیشتر گویندگان، نویسندگان و تحلیل گران، کمترین احتمال در نادرستی و عدم صدور آن‌ها از حضرت امام را نمی‌دهند و برای همین، بی‌آنکه کمی به خود زحمت بدهند و صحت و سقم آن‌ها را بررسی کنند، برای اثبات مواضع و نظریات خود، در گفته‌ها و نوشته‌هایشان به آن‌ها استناد می‌کنند. به نوشته ایسنا بررسی اجمالی در این مورد نشان می دهد که جملات زیر در  «صحیفه امام» وجود ندارد.

1- «انقلاب ما انفجار نبود بود».
درست سخن این است:
این سخن را مرحوم آقای یاسر عرفات ضمن دیداری که در روزهای نخست پیروزی انقلاب با حضرت امام داشته و گفتگویی میان ایشان در مورد انقلاب انجام شده گفته است. وی خطاب به حضرت امام می گوید:«آن‌ها (غربی‌ها و مخالفان انقلاب) مى‏گویند زلزله ‏اى رخ داده؛ ما مى‏گوییم که انفجار نور روى داده.»و عبارت «انقلاب ما انفجار نور بود» که غالباً در شعار‌ها استفاده مى شود، برگرفته از اظهارات آقای عرفات مى‏باشد که به اشتباه به عنوان سخن امام خمینى (قدّس سرّه) تلقّى شده است. (صحیفه امام، ج‏۶، ص ۱۸۱)

2- «حفظ نظام از اوجب واجبات است»
سخن درست این است:
«حفظ نظام جمهوری اسلامی ... از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است.» (صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۱۵۳). ‏ 

3- پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد
سخن درست این است:
«امر دولت اسلامى، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبى بر این مملکت نخواهد وارد شد.» (صحیفه امام، ج‏۱۰، ص ۵۸)

 4- «تسخیر لانه جاسوسی، انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول بود»
سخن درست این است:
«... چنانچه این‌ها آدم نشوند و شاه را که خزاین ما را برده... در بانک‌ها سپرده است و همه مال ملت است، تا این را برنگرداند،... مسئله باز انقلاب است. یک انقلابِ زیاد‌تر از انقلاب اول خواهد شد...» (صحیفه امام، ج‏۱۰، ص ۴۹۳)

5- «خرمشهر را خدا آزاد کرد»
سخن درست این است:
«... اینجانب با یقین به آن‌که «مَا النَّصْرُ إلامِنْ عِندِاللهِ...» از فرزندان اسلام و قواى سلحشور مسلح، که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و... کشور بقیة اللَّه الاعظم ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ را از چنگ گرگان آدمخوار که آلتهایى در دست ابرقدرتان خصوصاً آمریکاى جهانخوارند، بیرون آورد و... تشکر می کنم...» (صحیفه امام، ج‏۱۶، ص۲۵۷)

ادبیات مسئولین!

مسئولین در همه جای دنیا، ادبیاتی مختص به خود را دارند که با نگاهی طنز به این نوع از ادبیات و با کمی (البته کمی بیشتر از کمی) بدبینی، می‌شود همان چیزی که در ادامه خواهید خواند: 

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: این بستگی دارد به …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: جواب سوال شما را نمی‌دانم!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسی فهمیده شد …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: این موضوع را بطور تصادفی فهمیدیم!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: روی چند انتخاب بطور همزمان در حال کار هستیم …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: هنوز تصمیم نگرفته‌ایم چکار کنیم! 

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: کاملا انجام شده …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: تاکنون تنها راجع به 10 درصد کار، برنامه‌ریزی شده است!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: ما تصحیحاتی روی این برنامه اعمال کردیم …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: تمام طراحی ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده‌ایم!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: به دلیل بعضی مشکلات دیده نشده، کمی از برنامه‌ریزی عقب هستیم …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: تاکنون مشغول کار دیگری بوده‌ایم!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: ما پیش‌بینی می‌کنیم …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: 90 درصد، احتمال خطا می‌رود!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: این موضوع در سوابق و اسناد قبلی وجود ندارد …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: تاکنون کسی از مسئولین مربوطه به این موضوع فکر نکرده است!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: این قانون به نحوی تنظیم شده که در اجرا بدون هرگونه ایرادی خواهد بود …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: هرگونه مشکلات بعدی، ناشی از عملکرد غلط قوه مجریه است!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: تمام انتخاب‌های اولیه به کنار گذاشته شد …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: تنها فردی که این موضوع را می‌فهمید، از تیم اخراج و کنار گذاشته شده است!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: تا چند وقت دیگر به این موضوع می‌رسیم …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: کلاً فراموشش کنید، الان به اندازه کافی مشکل داریم!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: حالا ما آماده‌ایم صحبت‌های شما را بشنویم …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: شما هر چه می‌خواهید صحبت کنید که البته تاثیری در کاری که ما انجام خواهیم داد، ندارد!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: به علت اهمیت تئوری و عملی این موضوع …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: به علت علاقه من به این موضوع!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: بقیه نتایج در گزارش بعدی ارائه می‌شود …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید و لازم نبینیم، ارائه نخواهیم کرد!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: ثابت شده که …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: من فکر می‌کنم که!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: این صحبت شما تا اندازه‌ای صحیح است …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: از نظر من صحبت شما، مطلقا غلط است!

** وقتی یک فرد مسئول می‌گوید که: در این مورد، طبق استانداردهای جهانی عمل خواهیم کرد …
یعنی در واقع می‌خواهد بگوید که: از جزئیات کار، اصلاً اطلاع نداریم!

زندگینامه حسن روحانی

زندگینامه حسن روحانی


حسن روحانی در سال ۱۳۲۷ در شهرستان سرخه در استان سمنان و در خانواده‌ای مؤمن و مبارز به دنیا آمد. وی تحصیلات دروس دینی را از سال ۱۳۳۹، ابتدا در حوزه علمیه سمنان آغاز نمود و سپس در سال ۱۳۴۰ وارد حوزه علمیه قم شد و از دروس و مباحث اساتید برجسته آن زمان، از جمله آیات عظام سید محمد محقق داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمدرضا گلپایگانی، سلطانی، محمد فاضل لنکرانی و شیخ محمد شاه‌آبادی بهره برد. او همزمان توانست با آموختن دروس جدید، در سال ۱۳۴۸ به دانشگاه تهران راه یابد و در سال ۱۳۵۱ دانشنامه لیسانس خود را در مقطع کارشناسی و در رشته حقوق قضایی اخذ کند. روحانی که علاقه خاصی به آموختن علوم و کسب دانش داشت، ادامه تحصیل در غرب را نیز تجربه نمود و موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد (M.Phil) در رشته حقوق عمومی و اخذ دانشنامه دکتری (Ph.D) در رشته حقوق اساسی از دانشگاه گلاسکو گردید.

  پیش از انقلاب

 حسن روحانی از همان ابتدا و در آغاز جوانی، از نزدیک در جریان وقایع نهضت اسلامی و مبارزات سیاسی قرار گرفت و فعالیت سیاسی خود را با پیروی از امام خمینی(ره) آغاز کرد. وی از سال ۱۳۳۴، سفرهای تبلیغی و سخنرانی‌های روشنگرانه خود علیه حکومت وقت را در سرتاسر ایران آغاز نمود و در همان اولین سفر تبلیغی، توسط مأموران حکومتی بازداشت شد. وی در طول مبارزه نیز بارها دستگیر و ممنوع‌المنبر گردید. روحانی در آبان ۱۳۵۶، طی یکی از سخنرانی‌های افشاگرانه خود، برای نخستین بار با ابتکاری شجاعانه، لقب «امام» را برای بنیانگذار جمهوری اسلامی بکار برد.

روحانی در سال ۱۳۵۷ و همزمان با ورود امام به پاریس، فعالیتهای سیاسی خود را در اروپا ادامه داد و با حضور در جلسات انجمن اسلامی دانشجویان خارج از کشور در شهرهای مختلف انگلستان و فرانسه، ضمن رفع ابهامات و پاسخ به سؤالات ایرانیان خارج از کشور، در بیان مطالب و موضعگیری‌های روشنگرانه خود بی‌وقفه تلاش کرد.

پس از انقلاب

با پیروزی انقلاب اسلامی، حسن روحانی که نزدیک به دو دهه در مبارزات انقلابی فعال بود، به تثبیت انقلاب نوپای اسلامی همت گماشت و در اولین اقدام، در سال ۱۳۵۸، به ساماندهی ارتش آشفته و پادگان‌های از هم پاشیده پرداخت. وی در سال ۱۳۵۹ به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و در پنج دوره قانونگذاری به مدت بیست سال (از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۷۹) فعالیت نمود و مسئولیت نایب رئیسی مجلس (در دوره‌های چهارم و پنجم) و ریاست کمیسیون‌های دفاع (دوره‌های اول و دوم) و سیاست خارجی (دوره‌های چهارم و پنجم) را بر عهده گرفت. عضویت در شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما از سال ۱۳۵۹ تا سال ۱۳۶۲ نیز از دیگر مسئولیت‌های وی در دوران پس از انقلاب بوده است.

در دوران جنگ ایران و عراق، روحانی مسئولیت‏های متعددی را همزمان عهده‌دار بود، از جمله عضو شورایعالی دفاع (از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷)، معاونت فرماندهی جنگ (از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴) و ریاست ستاد قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء (از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶). وی فرماندهی پدافند هوایی کل کشور بین سال‌های ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۰ را نیز برعهده داشت. همچنین در سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷، عضو شورایعالی پشتیبانی جنگ و رئیس کمیسیون اجرائی آن بود و بین سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۸ به معاونت جانشین فرماندهی کل قوا منصوب شد.

در سالروز فتح خرمشهر، حسن روحانی و جمعی دیگر از فرماندهان و مسؤولان پشتیبانی جنگ مفتخر به دریافت نشان درجه یک نصر از مقام معظم رهبری گردیدند.

روحانی پس از بازنگری قانون ‏اساسی جمهوری اسلامی ایران و تشکیل نهاد شورای عالی امنیت ملی، سمت نمایندگی رهبری را در این شورا عهده دار شد و به مدت ۱۶ سال (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴) در دوره‌های ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی دبیر شورای عالی امنیت ملی بوده است. وی همچنین به مدت ۱۳ سال (از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ و از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴) مشاور امنیت ملی رئیس جمهور وقت بوده است.

روحانی از سال ۱۳۷۰ به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد که تاکنون در این سمت فعالیت دارد. وی ریاست کمیسیون سیاسی-امنیتی-دفاعی این مجمع را نیز برعهده دارد.

روحانی در انتخابات میان‏دوره‏ای سومین دوره مجلس خبرگان رهبری در ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ از حوزه انتخابیه استان سمنان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد. در سال ۱۳۸۵ نیز به عنوان نماینده تهران به عضویت دوره چهارم این مجلس برگزیده شد و تاکنون در همین سمت فعالیت دارد. سمت‌های وی در مجلس خبرگان، ریاست کمیسیون سیاسی-اجتماعی این مجلس (از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵) و عضویت هیأت رئیسه و ریاست دفتر تهران دبیرخانه این مجلس (از ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷) بوده است.

حسن روحانی در کنار مسئولیت‌های اجرایی همچنان به فعالیت‌های علمی خود ادامه داده است. وی از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸، عضو هیأت امنای دانشگاه‌های تهران و منطقه شمال بوده و از سال ۱۳۷۱ نیز مرکز تحقیقات استراتژیک (یکی از معتبرترین مراکز پژوهشی کشور) را اداره می‌کند. وی با مرتبه علمی استاد پژوهشی، دارای کتب و مقالات متعددی به زبان‌های فارسی، انگلیسی و عربی است. در حال حاضر، سه فصلنامه معتبر علمی-پژوهشی به زبان‌های فارسی و انگلیسی در حوزه مباحث استراتژیک، سیاست خارجی و روابط بین‌الملل، با مدیر مسئولی وی منتشر می‌شود.

  انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲

 در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری، نام حسن روحانی باز هم به عنوان یکی از کاندیداهای احتمالی مطرح شده است. این بار برخلاف گذشته، او حضورش را "نفی" نمی‌کند. روحانی در پاسخ به سؤال خبرنگاران گفت: "اگر کاندیدا شوم مستقل می‌آیم."

روحانی معتقد است: هرکس رئیس‌جمهور بعدی شود با مشکلات بسیار زیادی روبروست. مشکلاتی که در هفت هشت سال ایجاد شده قطعاً نمی‌تواند در طی دو سه سال از بین برده شود و به زمان زیادی نیاز است.

حسن روحانی همواره از مهمترین منتقدان سیاست‌های دولت محمود احمدی نژاد بوده که به مناسبت‌های مختلف، انتقادات خود را مطرح کرده است:

"تولید با شعار درست نمی‌شود. باید کار کرد تا تولید به صرفه و با امنیت باشد."

"نخبگان اقتصادی و سیاسی معتقدند که دوران شعارگویی به پایان رسیده است و باید اعتماد را به مردم باز گرداند. در رأس شعارها، آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و کاهش نرخ تورم قرار دارد."

"هدفمندی یارانه‌ها آن‌طور که قانون تعیین کرده است، اجرا نشد تا نقایص آن مشخص شود و سعی کنیم آن‌ها را برطرف کنیم. این قانون سلیقه‌ای اجرا شد. این نحوه اجرا، جز افزایش نرخ تورم تا ٢٤/٥ درصد، رشد ۷ برابر نقدینگی، کاهش تولید، افزایش نرخ ارز و در نهایت تعلیق اجرای آن، نتیجه‌ای درپی نداشت."

"وعده‌های غیرعملی دولت علاوه بر ضربه اقتصادی، به اعتماد مردم نیز ضربه وارد کرده و باعث شده‌است که مردم به هیچ یک از وعده‌های دولت اعتمادی نداشته باشند؛ یعنی هم ضربه به سرمایه اقتصادی و هم ضربه به سرمایه اجتماعی."

"کشور مدیر می‌خواهد نه نوکر."

"مردم دلار نمی‌خواهند، صداقت و برنامه می‌خواهند."

"این سیاست که همه را دشمن بدانیم نادرست است."

"نحوه ارتباط ما با کشورها مشخص نیست. امروز با بعضی از کشورها، دوست صمیمی هستیم، فردا رقیب و پس از آن متخاصم و دشمن می‌شویم."

"سیاست خارجی نیاز به علم و هنر دارد؛ دیپلماسی، سلیقه و شعار نیست."

روحانی با بیان دیدگاه‌های خود درخصوص انتخابات آینده گفت: جایگاه ریاست‌جمهوری جای کارآموزی نیست. رییس‌جمهور باید شجاع باشد؛ شجاع نه به این معنا که برابر ابرقدرتی سخن درشت بگوییم، این کاری است که همه می‌توانند آن را انجام دهند. شجاع یعنی اگر اشتباه کردیم با شجاعت به آن اعتراف کنیم و به مردم بگوییم اشتباه کردیم. با شرایط فعلی کشور، به فردی با قدرت اجماع‌سازی نیاز داریم که تجربه اجماع‌سازی را داشته باشد. ما با مشکلات خارجی روبه‌رو هستیم اما مهم‌ترین مشکلات ما ریشه داخلی دارد.

روحانی با اشاره به برخی مسائل اقتصادی، گفت: جامعه ما در بخش‌هایی، به ویژه اقتصادی، بی‌ثبات و دچار آشفته بازار است. اصحاب کهف یک بار خوابیدند و دیدند پول آنها در بازار معنای دیگری دارد ولی ظاهراً خواب هر شب ما خواب اصحاب کهف شده است و هر روز ارزش پول ما تغییر می‌کند.

  آثار

 از جمله آثار منتشرشده وی می‌توان به کتب زیر اشاره کرد:

  امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای (۱۳۹۰)

امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران (۱۳۸۹)

اندیشه‌های سیاسی اسلام؛ جلد اول: مبانی نظری (۱۳۸۸)

اندیشه‌های سیاسی اسلام؛ جلد دوم: سیاست خارجی (۱۳۸۸)

اندیشه‌های سیاسی اسلام؛ جلد سوم: مسائل فرهنگی و اجتماعی (۱۳۸۸)

خاطرات دکتر حسن روحانی؛ جلد اول: انقلاب اسلامی (۱۳۸۷)

مقدمه‌ای بر تاریخ امامان شیعه (۱۳۹۱)

سن اهلیت و مسئولیت قانونی (۱۳۹۱)

آشنایی با کشورهای اسلامی (۱۳۸۷)

انقلاب اسلامی؛ ریشه‌ها و چالش‌ها (۱۳۷۶)

مبانی تفکر سیاسی امام خمینی (ره) (۱۳۷۸)

نقش حوزه‌های علمیه در تحولات اخلاقی و سیاسی جامعه (۱۳۹۰)

امنیت ملی و سیاست خارجی (آماده چاپ)

امنیت ملی و محیط زیست (آماده چاپ)

 خاطرات دکتر حسن روحانی؛ جلد دوم: دفاع مقدس (آماده چاپ)

(The Islamic Legislative Power (1994

 (The Flexibility of Shariah; Islamic Law (1996

نامه نمایندگان برای رد صلاحیت هاشمی و مشایی

بسمه‌تعالی

محضر مبارک دبیر محترم شورای نگهبان و اعضای محترم؛ فقها و حقوق‌دان‌ها ـ دامت‌افاضاتهم‌

سلام علیکم؛

ما جمعی از نمایندگان، تذکری به نظرمان رسید که به حکم قرآن کریم (و ذکر فان الذکری تنفع المومنین) خدمت اساتید و بزرگان خود عرض می‌کنیم.

شورای نگهبان نهادی مبارک است که در طول تاریخ انقلاب اسلامی نشان داده است که همواره حافظ قانون اساسی و احکام اسلامی است و مهمترین سد نفوذ در برابر اجانب در جمهوری اسلامی ایران بوده است.

رفتار عدالت‌مندانه و به دور از مصلحت اندیشی‌های زودگذر، نه تنها از صلابت و مشروعیت شورای نگهبان نکاسته، بلکه همواره آن را در قلوب مومنین و انقلابیون و ملت ایران تحکیم نموده است.

اینک شرکت بعضی از کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، بار دیگر آزمایش بزرگی را در پیش راه شورای نگهبان گذاشته است که مطمئن هستیم با درایت، شورای نگهبان در امتحان و آزمون پیروز می‌شود و انشاءالله امانت مدیریت اجرایی انقلاب اسلامی به فرد شایسته‌ای واگذار شود؛ البته مشروط به اینکه همه موارد زیر مورد توجه قرار بگیرد:

نقش بعضی از کسانی که ثبت‌نام کرده‌اند و فرزندانشان در مدیریت فتنه و انسجام بخشیدن به سران فتنه و هماهنگ نمودن آنها بر هیچ کس پوشیده نیست.

نامه سرگشاده تحریک‌آمیزی که به شعله آتشفشان دامن زد، اصرار وی بر ابطال انتخابات که خواست اتحاد استکبار جهانی بود، کلید فتنه با طرح انتخابات آزاد ، پشتوانه شدن برای ضد انقلاب که در آخرین نماز جمعه‌اش تجلی کرد و نپذیرفتن صحه شورای نگهبان بر انتخابات دوره دهم همه حاکی از این است که نمی‌تواند مسئولیت بزرگی چون ریاست جمهوری که امانت الهی و ثمره خون هزاران شهید است، به عهده وی سپرده شود، خصوصاً با مشکلات سنگین اجرایی و کهولت سن نامبرده بیم‌آن می‌رود که کار از دست وی خارج و به دست کارگزارانی بیفتد که هیچ گاه دل در گرو انقلاب نداشتند.

اگر مواضع اخیر ایشان در مورد فلسطین و ولایت فقیه را هم در نظر بگیرید، عدول ایشان از اندیشه ناب امام خمینی، دلیلی دیگر بر مدعای ماست.

امروز شورای نگهبان در یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است.

از طرفی دیگر حلقه انحرافی نیز برای تسخیر بالاترین دژ اجرایی کشور خیز برداشته‌اند، کسانی که با ایجاد ائتلاف در گفتمان انقلاب اسلامی خیانت بزرگی به مردم کرده‌اند که از آنها با شعار ارزش‌ها و ولایت استقبال نمودند.

همان‌ها که تلاش کردند ملی‌گرایی را جانشین اسلام گرایی نمایند، ابتذال گرایی را جانشین ارزشمداری کردند و حزب‌الله را از خود راندند و فاسدان و لیبرال‌ها را دور خود جمع کردند؛ آنهایی که سعی کردند با طرح مسائلی چون انسان کامل در مقابل ولایت بایستند و ده‌ها خیانت را نمودند. جا دارد که شورای نگهبان مانند گذشته راه‌ را بر منحرفین سد نماید.
منبع:تابناک

زندگی نامه محمد باقر قالیباف

محمدباقر قالیباف، (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۴۰ در طرقبه، مشهد)، سیاستمدار اهل ایران است و هم‌اکنون شهردار تهران است. او دارای مدرک دکتری در رشتهٔ جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس و فرماندهٔ سابق نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است که در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۴ پس از آن که در انتخابات ریاست رای کافی نیاورد از سوی شورای شهر تهران به عنوان شهردار این شهر انتخاب شد و در اردیبهشت ۱۳۸۶ به وسیله شورای جدید برای ۴ سال دیگر در مقام خود ابقا شد.

او در سن ۲۲ سالگی فرمانده لشکر پنج نصر خراسان در جنگ ایران و عراق بود. او که دوره خلبانی هواپیمای ایرباس را گذرانده‌است، در سال ۱۳۷۳ فرمانده قرارگاه خاتم الانبیاء شد و ۱۳۷۶ به فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد و در سال ۱۳۷۹ به فرماندهی نیروی انتظامی منصوب شد.او گاهی اوقات خلبانی برخی هواپیماهای مسافربری را بر عهده می‌گیرد.

او در سال ۱۳۸۳ به حکم رییس جمهور وقت محمد خاتمی رئیس و نماینده رییس جمهور در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز شد؛ اگرچه پیش از آن از امضاءکنندگان نامه تهدیدآمیز جمعی از فرماندهان نظامی سپاه به محمد خاتمی بود.

او پیش از آن که به مقام شهرداری تهران برسد در نهمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد ولی رای کافی نیاورد.

وی هم اکنون افزون بر شهرداری تهران به عنوان عضو هیات علمی و دانشیار گروه جغرافیای انسانی دانشکدهٔ جغرافیا دانشگاه تهران به تدریس مشغول است.
وی در اول شهریور سال ۱۳۴۰ در شهر طرقبه از پدری از اهالی طرقبه (حسین قالیباف) و مادری اصالتاً نیشابوری (خیرالنساء بوژمهرانی) زاده شد.
او پس از جنگ در سال ۷۳ به عنوان فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا انتخاب شد و گفته می‌شود که در پروژه‌هایی همچون راه آهن مشهد سرخس، گاز رسانی به پنج استان مرکزی و غربی، ساخت سازه‌های دریایی خلیج فارس و سد کرخه نقش داشته‌است.
او در سال ۱۳۷۶ با حکم سید علی خامنه‌ای، به سمت فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب گردید.

وی برای سه سال فرمانده نیروی هوایی سپاه بود و حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر ۱۳۷۸) نیز در همین دوره رخ داد. چند روز پس از نا آرامی‌های کوی دانشگاه تهران، روزنامه کیهان نامه محرمانه جمعی از فرماندهان سپاه به محمد خاتمی رییس جمهور را منتشر کرد. فرماندهان امضا کننده نامه به خاتمی نوشته بودند که "کاسه صبر" ایشان لبریز شده و "اگر دولت نا آرامی‌ها را کنترل نکند" وارد عمل خواهند شد. نام محمد باقر قالیباف، فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه پاسداران نیز در میان امضا کنندگان دیده می‌شود.

نامه فرماندهان به خاتمی بازتاب گسترده‌ای داشت و بسیاری ناظران، آن را تهدیدی علیه رییس جمهور دانستند.
ادامه دارد....
منابع : ویکی پدیا و...

 
  • تعداد صفحات :18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

عكس اخبار و مطالب آموزشی متنوع
لطفا به موضوعات مختلف و صفحات قبل هم مراجعه كنید
مدیر سایت : مدیر سایت محسن

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

My title page contents