تبلیغات
بهترین وبلاگ آموزشی ایران - مطالب طنز های خنده دار بهترین وبلاگ آموزشی ایران - مطالب طنز های خنده دار
بهترین وبلاگ آموزشی ایران
دانلود آهنگ جدید+طنز+جک+اس ام اس جدید+جعبه جواهرات طلا و نقره+شعر طنز+مدل لباس+عکس های جالب و طنز+

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معیارهای تشخیص نامهای دختران

معیارهای تشخیص نامهای دختران

خوردنی باشد: مثل عسل
ساعات مختلف روز: مثل پگاه، سپیده، سحر
اسم جک و جونور باشد: اعم از پرنده: مثل پرستو، درنا... حشره: مثل پروانه، چهارپا: مثل غزال
اسم علف باشد: مثل ریحانه، پونه و...
اسم مكان باشد: مثل صحرا، دریا، خاور، ایران
خیس باشد: مثل شبنم، دریا، ساحل، باران

و كلا هر اسمی تو این مایه ها باشد اسم دختر و در غیر این صورت اسم پسر می باشد!

اعلام رسمی "یوزارسیف" مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری(طنز)

بعد از اعلام رسمی "یوزارسیف" مبنی بر شرکت در انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه با خبرنگار طنزدونی، واکنش ها و بازتابهای متعددی در این باره داشتیم:

ضرغامی: امیدواریم یوزارسیف بعد از انتخاب شدن فراموش نکند چه کسی بیشتر از همه به او بها داده است!


مقامات اماراتی: یوزارسیف در مصر بزرگ شده و اصالتاً عرب است.

شورای نگهبان: تأیید صلاحیت وی منوط به مشخص شدن رابطه او با زلیخاست.

خاتمی: اگر میرحسین نیاید، یوزارسیف گزینه خوبی ا

ست.

مسابقه اس ام اس 90: آیا یوزارسیف می تواند طلسم مشکلات پرسپولیس را بشکند؟

کروبی: هر چقدر یوزاسیف به مردم گندم بدهد من 50 کیلو بیشتر می دهم!

غلامحسین الهام: یوزارسیف دور اول سفرهای استانی را هفت سال کش داد، ولی دولت 2 دور سفر را 4 ساله تمام کرد!


محمدرضا گلزار: اگر او بیاید من صحنه را ترک نمی کنم، رقابت تنور انتخابات را گرم می کند.

فاطمه رجبی: یوزارسیف در دربار "آخن آتون" بزرگ شده، او ذاتاً سلطنت طلب است!

خوش چهره: بودجه عمرانی حکومت آمن هتب که صرف ساخت سیلوها شد تورم زا بود، یوزارسیف اقتصاد کشور را بیمارتر می کند.

رفسنجانی: برخورد یوزارسیف با کاهنان معبد آمون مناسب نبود، او مخالف سرمایه داری است!


فرج ا... سلحشور: یوزارسیف باید دست من را هم یک جایی در دولت بند کند(!) وگرنه آخر فیلمنامه را طوری عوض می کنم که عمراً رأی نیاورد!

طنز نسل دانشجو ها در کشورهای مختلف

طنز نسل دانشجو ها در کشورهای مختلف
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


رژیم اشغالگر فلسطین (اسرائیل ) : بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.

نسبت های فامیلی(طنز)

۱ - خاله

معنای لغوی: خواهر مادر

معنای استعاره ای: هر زنی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیك: یك خانم مهربان و دوست داشتنی كه خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.

غذای مورد علاقه: آش كشك.

ضرب المثل: خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز. خاله ام زائیده، خاله زام هو كشیده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه. اگه خاله ام ریش داشت، آقا داییم بود.

زیر شاخه ها: شوهر خاله: یك مرد مهربان كه پیژامه می پوشد و به ادبیات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازی دوران كودكی كه یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یكی دیگه ازدواج می كنید یا باهاش ازدواج می كنید اما عاشق یكی دیگه هستید.

مشاغل كاذب: خاله زنك بازی، خاله خانباجی.

چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.

داشتن یك خاله ی مجرد در كودكی از جمله نعمات خداوندی است.

 

۲- عمه

معنای لغوی: خواهر پدر

معنای استعاره ای: هر زنی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی كه مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.

نقش سمبلیك: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش هایی كه می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی كه می كنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه كلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذكر مثال معذوریم...

غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.

ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیك).

زیر شاخه ها: شوهر عمه: یك مرد پولدار كه سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.

مشاغل كاذب: Match-Making.

چهره های معروف: عمه لیلا.

ترجیع بند: دختر كه رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)

داشتن یك عمه كه در توصیفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسی های زندگی است.

 

۳- دایی

معنای لغوی: برادر مادر

معنای استعاره ای: هر مردی كه با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی كه پتانسیل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبلیك: یكی از معدود مردانی كه هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه كرد.

غذای مورد علاقه: فسنجون.

ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعریف كنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.

زیر شاخه ها: زن دایی: یك زن چاق و شاد كه خیلی كدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران كودكی كه در بزرگسالی مثل یك همرزم ساپورتتان می كنند.

چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.

ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.

سعی كنید حتمن حداقل یك دایی داشته باشید.

 

۴- عمو

معنای لغوی: برادر پدر

معنای استعاره ای: هر مردی كه با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیك: یكی از مردانی كه شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید كارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یكی از مردانی كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساكت شده، به فكر فرو می رود.

غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.

ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زیر شاخه ها: زن عمو: یك زن خوشگل كه زیاد به شما توجه نمی كند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران كودكی كه اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نكنید خطر را از سر گذرانده اید.

مشاغل كاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.

چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.

داشتن یك عمو ی پولدار خیلی خوب است.

 

سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران فوت کرد.

خاتمی

سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران فوت کرد.

 

به گزارش آی طنز نیوز، سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران دیشب در یک محفل دوستانه بطور ناگهانی فوت کرد.

یکی از نزدیکان خاتمی به خبرنگار آی طنزنیوز اعلام کرد، این اتفاق ساعت 20 و 37 دقیقه شامگاه دیشب در حالی اتفاق افتاد که آقای خاتمی که دیشب به همراه سید محمدعلی ابطحی و برخی دیگر ار اصلاح طلبان در یک میهمانی دوستانه حضور داشت،

وی در بیان چگونگی فوت ناگهانی خاتمی گفت این اتفاق پس از آن روی داد که برق به طور از پیش اعلام نشده ای قطع شد و میزبان مجبور شد که از شمع برای روشنایی مجلس استفاده کند.
وی ادامه داد که هنگامی که یکی از شمع‌ها در نزدیکی آقای خاتمی قرار گرفت، یکی از همراهان با یادآوری بیت معروفی که آقای خاتمی در هنگام کاندیداتوری خود برای دور دوم برزبان آورده بود گفت : "استاده ام چو شمع مرنجان ز آتشم" و سپس از خاتمی پرسید که سرانجامِ شمع شما چگونه شد؟
رییس جمهور سابق ایران هم که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود، شمع را فوت کرد و به این ترتیب فرجام کار شمعیدگی خود را نشان داد.

اصلاح طلبان این فوت کردن آقای خاتمی را یکی از جسورانه‌ترین کارهای وی در ده سال گذشته عنوان کرده اند.

شایان ذکر است قبل از این شدت عمل خاتمی، ابطحی قصد داشت با موبایل خود یک عکس کلوزآپ از خاتمی بگیرد که بر اثر بی احتیاطی ریش وی آتش گرفت اما از آنجا که موبایل پیشرفته وی مجهز به آبپاش بود، به جز اپیلاسیون ابطحی، خسارت دیگری به بار نیامد.
گمانه ضعیفی نیز وجود داد که فوت ناگهانی آقای خاتمی با این حریق و تلاش وی برای اطفای آن مرتبط باشد.

اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام می شود.

منبع: آی تی طنز

تست فضولی

تصوركنید كه صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسایه را مى شنوید. آیا مى ایستید تا ببینید موضوع ازچه قرار است؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)


با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستید كه مجبور مى شوید مدتى منتظربمانید تا او به مكالمه دیگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آیا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسید چه كسى پشت خط منتظر بود؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



به منزل دوستتان رفته اید و او براى انجام كارى از اتاق خارج مى شود. روى میز او یك نامه جلب توجه مى كند. آیا نگاهى به آن مى اندازید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



دراتوبوس یا تاكسى نشسته اید و فرد كنارى شما مشغول مطالعه است. دراین شرایط چه مى كنید؟


ـ مستقیماً به آنچه او مطالعه مى كند خیره شده و شما هم همراه او مطالعه مى كنید.(۱۰)
ـ هرازچندگاهى نگاهى دزدكى مى اندازید تا ببینید او چه چیزى مطالعه مى كند. (۵)
ـ كاملاً بى تفاوت رفتارمى كنید. (۰)

 
تصوركنید كه صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسایه را مى شنوید. آیا مى ایستید تا ببینید موضوع ازچه قرار است؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



با دوستتان مشغول مكالمه تلفنى هستید كه مجبور مى شوید مدتى منتظربمانید تا او به مكالمه دیگرى كه درانتظار است پاسخ دهد آیا وقتى براى ادامه مكالمه شما برمى گردد از او مى پرسید چه كسى پشت خط منتظر بود؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



به منزل دوستتان رفته اید و او براى انجام كارى از اتاق خارج مى شود. روى میز او یك نامه جلب توجه مى كند. آیا نگاهى به آن مى اندازید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



دراتوبوس یا تاكسى نشسته اید و فرد كنارى شما مشغول مطالعه است. دراین شرایط چه مى كنید؟


ـ مستقیماً به آنچه او مطالعه مى كند خیره شده و شما هم همراه او مطالعه مى كنید.(۱۰)
ـ هرازچندگاهى نگاهى دزدكى مى اندازید تا ببینید او چه چیزى مطالعه مى كند. (۵)
ـ كاملاً بى تفاوت رفتارمى كنید. (۰)



اگر شما بدانید كه یكى از آشنایان رازى دارد، چه مى كنید؟


ـ هرطور شده سعى مى كنید سرازكار او درآورید. (۱۰)
ـ اگر صحبتى درباره آن پیش بیاید، كنجكاو مى شوید. (۵)
ـ رازهاى دیگران، مسائل شخصى آنهاست و سعى نمى كنید وارد حیطه خصوصى آنهاشوید.(۰)



اگرجایى دعوا یا تصادفى اتفاق بیفتد، آیا نزدیك مى شوید تا ببینید جریان ازچه قرار است؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)



اگر وارد رستورانى شوید و ببینید یكى از آشنایان با فردغریبه اى آنجاست، آیا كنجكاو مى شوید ببینید غریبه چه كسى است؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)




آیا معمولاً درباره قیمت و محل خرید چیزهایى كه دوستانتان مى خرند پرس و جو مى كنید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)


آیا تا به حال كیف دیگران را بدون اجازه شان جست وجو كرده اید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)


اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشید سرى به ایمیل هاى آنها مى زنید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)




(۰ تا ۳۰ امتیاز): شما به هیچوجه اهل دخالت و فضولى دركارهاى دیگران نیستید و این یك امتیاز بزرگ براى شما محسوب مى شود. شما احتمالاً فكرمى كنید مسائل خصوصى دیگران برایتان جالب نیست و یا آنقدر به حیطه خصوصى آنها اهمیت مى دهید كه خودتان را مجاز نمى دانید آن را مخدوش كنید. شاید هم آنقدر سرتان گرم است كه وقت فكركردن به مسائل دیگران را ندارید. به هرحال شما كاملاً به دیگران احترام مى گذارید و درمورد مسائلى كه به شما ارتباطى پیدانمى كند كنجكاوى به خرج نمى دهید. اطرافیان شما معمولاً فكرمى كنند مى توانند به شما اطمینان كنند و شما نیز توقع متقابلى از آنها دارید.


(۳۵ تا ۷۰ امتیاز):خوب شما طبیعتاً فرد كنجكاوى هستید، اما تلاش مى كنید زیاد دركارهاى دیگران دخالت نكنید. اما گاهى اوقات این كنجكاوى آنقدر شدید است كه نمى توانید جلوى خودتان رابگیرید و گهگاهى از راه خود خارج مى شوید و سركى به كاردیگران مى كشید. اما خوشبختانه این كارهمیشگى نیست. اگرچه كنجكاوى خوب و درمواردى لازم است، اما زیاده روى درآن مى تواند شما را دچار دردسر كند. اكثر مردم دوست ندارند كسى در كارشان دخالت كند. بنابراین بهتر است كارى انجام ندهید كه دوست ندارید دیگران نسبت به شما انجام دهند.


(۷۵ تا ۱۰۰ امتیاز): شما عاشق این هستید كه همه چیز را درباره همه كس بدانید و براى این كار هرچه از دستتان بربیاید انجام مى دهید. شما از آن دسته افراد هستید كه مراقب دیگران هستند. فال گوش مى ایستند و حتى بعضى مواقع مستقیماً از دیگران درباره مسائل خصوصى شان سؤال مى كنند. اگر شما به عنوان فرد فضولى درجمع دوستان و آشنایانتان معروف نشده اید، احتمال اینكه چنین لقبى به شما اختصاص پیداكند بسیار زیاد است.



كنجكاوى دروجود شما بسیار فراتر ازحدمتعارف آن وجوددارد و متأسفانه شما آن را معطوف به مسائل دیگران كرده اید كه به هیچوجه برایشان خوشایند نیست. اگر این روال ادامه پیداكند، مى توانید مطمئن باشید كه سعى خواهندكرد فضولى هاى شما را هرطور شده جبران کنند.

من که می دونم منظورش چی بود... ( طنز )

 شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید.

من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد. آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه.

بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم.

یکشنبه: امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه.

مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.

دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.

سه شنبه: امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه.

وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هرطور شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه: امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشید آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه.

پنج شنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.

جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟

من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد.

شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم.

وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود...

سازمان سنجش آزمون عالی! (تست های سنجش مخصوص همه ی رشته ها)

سازمان سنجش آزمون عالی!

برگزاری آزمون اصلا کار خوبی است،به خصوص اینکه قرار نباشد این آزمون چیزی را ثابت کند یا تغییر دهد یا تنظیم کنه یا به هم بریزد.برای برگزاری چنین آزمونی شما می توانید تمام استعداد خودتان را به کمک بگیرید و اگر ندارید میتوانید با شانس خودتان هر کدام را که خواستید علامت بزنید.چون دو راه اولی بی نتیجه است.

پیشنهاد می شود فقط سوالات را بخوانید:

تست های سیاسی :

*رئیس جمهور صلح ؟      1) بوش     2) موش          3) خرگوش     4)چموش           

*وزیر امور خارجه سابق آمریکا؟  1)پاول       2) دست ول      3)سرول         4)شل ول

*آخرین ئیس جمهور شوروی؟ 1 )گرباچف  2)گل باچف    3)چف با گل    4)تف به گل 

*نخست وزیر انگلیس؟                  1)بلر          2) پارس         3) صنام          4)سونی

تست های ادبی و هنری:

*شاعر قرن 12؟ 1) هاتف اصفهانی  2)صائب اصفهانی  3)محمد اصفهانی  4)اندی اصفهانی

*رضایا به چه سبکی می خواند؟1)پاپ   2)اسقف   3)کشیش   4)موبل

*یکی از آهنگ های منصور ؟ 1)دیوونه   2)...خل       3)منگل      4)عجوج مجوج!

*به چه علت بنیامین می گویددنیا دیگه مثل تو نداره) چون......... 1)تو خیلی خوبی  2)من خیلی ندید پدیدم   3)من تو رو ندیدم   4)نسل دایناسورها منقرض شده

*در بیت((بی وفایی بی وفایی،دل من از غصه داغون شده))چه صنعتی به کار رفته است؟

1)صنعت ایهام       2)صنعت نفت      3)صنعت پتروشیمی       4) صنعت آبکش سازی

*فعل"خوردن"را صرف کنید؟  1)چشم  2)صرف شده  3)میل ندارم    4)نوش جان

تست های ورزشی:

*دروازه بان انگلیس در جام جهانی 98 فرانسه؟ 1)سی من 2)سی مثقال 3)سی گرم 4)سی تن

*مهاجم سال های دور منچستر؟    1)اندی کول        2)اندی سر شانه        3)اندی بازو        4)اندی مرسی هیکل

*تیم فوتبال انگلیسی ؟ 1)میدلزبرو  2)میدلز بیا   3)میدلز بودی حالا  4)میدلز پاشو برو گمشو

*تیم فوتبال آبادانی ؟  1)نفت آبادان   2) بنزین آبادان   3)گازوئیل آبادان    4)گاز آبادان

تست های علمی :

*سرعت نور چقدر است؟  1)خوب است   2)بد نیست   3)شما چه طوری  4)چه خبر

*یکی از اشکال ماده؟   1)گاز    2)یخچال  3)بخاری       4)ماشین لباسشوئی

*شاخه ای از علم فیزیک؟  1)مکانیک   2)باطریسازی   3)کمک فنر بازی   4)بوستر سازی

*نام دیگر گازهای بی اثر؟  1)گازهای نجیب   2)گازهای خنثی   3)گازهای سر به زیر

*گاز سرد کننده یخچال؟   1)فرعون(فریون)    2)نمرود     3)ابرهه    4)خسرو پرویز

داستان

اسمش مریم بود توی چت با هم اشنا شدیم فهمیدم شوهر داره و دوتا بچه دوقلو بیست وسه سالش بود خیلی ازش خواستم كه بهم وب بده اما ینده خدا وب نداشت اینقدر با هم صمیمی شدیم كه شماره تماسشو بهم داد دیگه هر روز باهم حرف میزدیم شوهرش توی میدان تره بار یه غرفه داشت صبح زود میرفت ساعت 2یا 3 بعد از ظهر میومد تا اینكه منو دعوت كرد برم پیشش
باورتون نمیشه شب ساعت 10 شب به كوب رفتم تا صبح ساعت530 چند دقیقه بودكه ریسدم میدان 72 تن قم از اونجا بهش زنگ زدم بهش نگفته بودم ماشین دارم ماشینو یه جای پارك كردم و از من خواست كه كنار پاركی كه اون نزدیكیها بود وایستم تا بیاد دنبالم چند دقیقه گذشت (اون منو از طریق وبكم دیده بود ولی من حتی یه عكس هم ازش ندیده بودم)دیدم یه خانوم 35 سال به بالا به طرفم میاد با یه قیافه تخمی و هی منو نگاه میكنه رید ه شد تو حالم فكر كردم همینه و بهم دروغ گفته خانوم رسید جلوم گفت ببخشید زیپ شلوارتون بازه و رد شد نگاه كردم دیدم بله خدا رو شكر كردم بعد چند دقیقه دیدم یكی از اون دور میاد
.....

چت عاشقانه اینترنتی !

پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟
دختر: سلام. خواهش می کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنین/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی!شما مجردین؟
پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردین؟
دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر: من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر: خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟
دختر: اسم فامیلی شما چیه؟
پسر: من؟ حسینی! چطور؟
دختر: چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم.دیگه اسم فریبرزو نیاریا!راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر: باشه عمه ملوک! بای……

 
  • تعداد صفحات :11
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

عكس اخبار و مطالب آموزشی متنوع
لطفا به موضوعات مختلف و صفحات قبل هم مراجعه كنید
مدیر سایت : مدیر سایت محسن

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

My title page contents