تبلیغات
بهترین وبلاگ آموزشی ایران - مطالب اردیبهشت 1392 بهترین وبلاگ آموزشی ایران - مطالب اردیبهشت 1392
بهترین وبلاگ آموزشی ایران
دانلود آهنگ جدید+طنز+جک+اس ام اس جدید+جعبه جواهرات طلا و نقره+شعر طنز+مدل لباس+عکس های جالب و طنز+

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نامه نمایندگان برای رد صلاحیت هاشمی و مشایی

بسمه‌تعالی

محضر مبارک دبیر محترم شورای نگهبان و اعضای محترم؛ فقها و حقوق‌دان‌ها ـ دامت‌افاضاتهم‌

سلام علیکم؛

ما جمعی از نمایندگان، تذکری به نظرمان رسید که به حکم قرآن کریم (و ذکر فان الذکری تنفع المومنین) خدمت اساتید و بزرگان خود عرض می‌کنیم.

شورای نگهبان نهادی مبارک است که در طول تاریخ انقلاب اسلامی نشان داده است که همواره حافظ قانون اساسی و احکام اسلامی است و مهمترین سد نفوذ در برابر اجانب در جمهوری اسلامی ایران بوده است.

رفتار عدالت‌مندانه و به دور از مصلحت اندیشی‌های زودگذر، نه تنها از صلابت و مشروعیت شورای نگهبان نکاسته، بلکه همواره آن را در قلوب مومنین و انقلابیون و ملت ایران تحکیم نموده است.

اینک شرکت بعضی از کاندیداها در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، بار دیگر آزمایش بزرگی را در پیش راه شورای نگهبان گذاشته است که مطمئن هستیم با درایت، شورای نگهبان در امتحان و آزمون پیروز می‌شود و انشاءالله امانت مدیریت اجرایی انقلاب اسلامی به فرد شایسته‌ای واگذار شود؛ البته مشروط به اینکه همه موارد زیر مورد توجه قرار بگیرد:

نقش بعضی از کسانی که ثبت‌نام کرده‌اند و فرزندانشان در مدیریت فتنه و انسجام بخشیدن به سران فتنه و هماهنگ نمودن آنها بر هیچ کس پوشیده نیست.

نامه سرگشاده تحریک‌آمیزی که به شعله آتشفشان دامن زد، اصرار وی بر ابطال انتخابات که خواست اتحاد استکبار جهانی بود، کلید فتنه با طرح انتخابات آزاد ، پشتوانه شدن برای ضد انقلاب که در آخرین نماز جمعه‌اش تجلی کرد و نپذیرفتن صحه شورای نگهبان بر انتخابات دوره دهم همه حاکی از این است که نمی‌تواند مسئولیت بزرگی چون ریاست جمهوری که امانت الهی و ثمره خون هزاران شهید است، به عهده وی سپرده شود، خصوصاً با مشکلات سنگین اجرایی و کهولت سن نامبرده بیم‌آن می‌رود که کار از دست وی خارج و به دست کارگزارانی بیفتد که هیچ گاه دل در گرو انقلاب نداشتند.

اگر مواضع اخیر ایشان در مورد فلسطین و ولایت فقیه را هم در نظر بگیرید، عدول ایشان از اندیشه ناب امام خمینی، دلیلی دیگر بر مدعای ماست.

امروز شورای نگهبان در یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است.

از طرفی دیگر حلقه انحرافی نیز برای تسخیر بالاترین دژ اجرایی کشور خیز برداشته‌اند، کسانی که با ایجاد ائتلاف در گفتمان انقلاب اسلامی خیانت بزرگی به مردم کرده‌اند که از آنها با شعار ارزش‌ها و ولایت استقبال نمودند.

همان‌ها که تلاش کردند ملی‌گرایی را جانشین اسلام گرایی نمایند، ابتذال گرایی را جانشین ارزشمداری کردند و حزب‌الله را از خود راندند و فاسدان و لیبرال‌ها را دور خود جمع کردند؛ آنهایی که سعی کردند با طرح مسائلی چون انسان کامل در مقابل ولایت بایستند و ده‌ها خیانت را نمودند. جا دارد که شورای نگهبان مانند گذشته راه‌ را بر منحرفین سد نماید.
منبع:تابناک

طنز دانشگاه



دوران قبل از دانشگاه= حسرت



قبول شدن در دانشگاه= صعود


كنكور=   گذرگاه كاماندارا


دوران دانشجویی= سالهای دور از خانه


خوابگاه دانشجویی= آپارتمان شماره 13


بی نصیبان از خوابگاه= اجاره نشین ها


امتحان ریاضی= كشتار بیوجرسی


امتحان میان ترم= زنگ خطر


امتحان پایان ترم= آوار


لیست نمرات دانشجویی= دیدنیها


نمره امتحان= پرنده كوچك خوشبختی


مسئولین دانشگاه= گرگها


استادان = این گروه خشن


اشپزخانه = خانه عنكبوت


رستوران دانشگاه= پایگاه جهنمی


پاسخ مسئولین= شاید وقتی دیگر


دانشجوی ا خراجی= مردی كه به زانو در امد


دانشجوی فارغ التحصیل= دیوانه از قفس پرید


دانشجوی سال اولی= هالوی خوش شانس


واحد گرفتن= جدال بر سر هیچ


مدرك گرفتن= پرواز بر فراز آشیانه فاخته


پاس كردن واحدها= آرزوهای بزرگ


مرگ استادها= جلادها هم میمیرند


محوطه چمن دانشگاه=حریم مهرورزی


استاد راهنما= مرد نامرئی


كمك هزینه= بر باد رفته


درخواست دانشجویان= بگذار زندگی كنم


دانشجویان دانشگاه= بینوایان


برخورد استادان= زن بابا


اتاق رئیس دانشگاه= كلبه وحشت


شب امتحان= امشب اشكی میریزم


تقلب در امتحان= راز بقا


یادگیری = قله قاف


دانشجوی معترض= پسر شجاع


دكتر بهداری= گله بان


تربیت بدنی1 = راكی

1
تربیتبدنی2 = راكی

2
خاطراتاستادها= اعترافات یك خلافكار


انصراف = فرار از كولاك


تصییح ورقه امتحان= انتقام


نمره گرفتن از استاد= دوئل مرگ


شاگرد اول= مرد 6مبلیون دلاری


آرزوی دانشجویان= زلزله بزرگ


هیئت علمی = سامورا یی ها


رئیس دانشگاه= دیكتاتور بزرگ


رفتن به خوابگاه دختران= عبور از میدان مین



رئیس اموزش= هزاردستان


معاون اموزش= دزد دریایی


برخورد مسئولین= كمیسر متهم میكند


از دانشگاه تا خوابگاه= از كرخه تا
 

شهرهای مشهور جهان چطور نامگذاری شدند؟

توجه و دقت در نام و به عبارتی وجه تسمیه شهرها و مناطق مختلف جهان نشان می دهد که بیشتر اسامی شهرها به نوعی نشان دهنده قوم و یا نژاد غالب در آنجاست، و یا اینکه نشان دهنده وضعیت جغرافیایی و اقلیمی آنهاست. اما در این میان برخی از شهرها هستند که نام برخی از بزرگان و یا شخصیت های معروف و مشهور تاریخی را بر انها گذارده اند، برای نمونه نام «سائوپائولو» به عنوان یکی از بزرگترین شهرهای برزیل برگرفته از «پائولو قدیس» یکی از کشیشان مشهور کاتولیکی است.

در همین زمینه در گزارشی کوشیده ایم به بررسی تاریخچه نام برخی از شهرها و پایتخت های کشورهای مختلف دنیا بپردازیم.


نیویورک:

در حدود سال ۱۵۲۴ میلادی هنگامی که پای کاشفان اروپایی به قاره آمریکا باز شد، بیش از ۵۰۰۰ سرخپوست آمریکایی در منطقه نیویورک فعلی زندگی می‌کردند. درآن هنگام، کاشف معروف ایتالیایی «جیوانی دا ورازانو» که در آن زمان برای دربار فرانسه خدمت می‌کرد، منطقه نیویورک را به نام فرانسوی( نوئل آنگولیم) نامگذاری کرد. مهاجران اروپایی هم‌زمان با آغاز به کار کمپانی هلند در منطقه نیویورک، آغاز به سکنی گزیدن کردند. مهاجرت اروپائیان بخصوص هلندی‌ها به نیویورک باعث شد تا قسمت جنوبی منطقه منهتن را در سال ۱۶۱۴ میلادی (نیو آمستردام) بنامند. درآن زمان فرماندار مستعمره هلندی‌ها به نام «پیتر مینوئیت»، تمامی جزیره منهتن را از سرخ‌پوستان در سال ۱۶۲۴ میلادی با مبلغ ۲۴ دلار خریداری کرد .در سال ۱۶۶۴ میلادی، انگلیسی‌ها شهر نیو آمستردام را اشغال کردند و آن را به نام «نیویورک» و به افتخار پادشاه وقت بریتانیا، جیمز دوم که دارای لقب سلطنتی (دوک یورک و آلبنی) بود، نامگذاری کردند.



پاریس:

نام پاریس برگرفته از نام گروهی از افراد قوم گل(گُل، گال و گالیا منطقه‌ای در غرب اروپا است که امروزه فرانسه، بلژیک، غرب سوییس و بخش‌هایی از هلند و آلمان در آن قرار دارند) به نام پاریزی‌ها است. در دوره استیلای روم نام این شهر به «لوتشیا» تغییر کرد، اما در زمان یولیانوس پادشاه روم نام شهر دوباره به پاریس تغییر یافت. پاریس دارای القاب متعدد زیادی است، اما مهم‌ترین نام آن «شهر نور» (La Ville lumiere) است. این نام هم به مرکزیت این شهر در زمینه علم و تحصیلات و هم به پر نور بودن این شهر در شب‌ها برمی‌گردد.
 

پکن:

در جای شهر کنونی پکن در ابتدا شهری به نام (چونگدو) بود که مغول‌ها آن را سوزاندند و ویران‌کردند. «قوبیلای قاآن» در جای پکن کنونی شهری ساخت و آن را پایتخت خود کرد. آن شهر را در مغولی «خانبالِق» (به معنای شهرِ خان) و در چینی «دادو» به معنای پایتخت بزرگ می‌خواندند. در متون فارسی دوران مغول نیز این شهر به صورت خانبالق و خانبالغ ذکر شده است. پس از برپایی سلسله «مینگ» در سال ۱۳۶۸ میلادی، این شهر نام بِیپینگ (به معنای صلح شمالی) گرفت و در سال ۱۴۲۱ نامش به «بِیجینگ»، به معنای پایتخت شمالی (Beijing) تغییر کرد. پکینگ و پکن گونه‌های دیگری از نگارش همان واژه چینی بیجینگ اند.
 

تهران:

 
 
در مورد وجه تسمیه تهران اختلاف نظر زیادی وجود دارد، پاره‌ای از پژوهشگران(ران) را پسوندی به معنای دامنه گرفته‌اند و شمیران و تهران را بالادست و پایین‌دست خوانده‌اند. برخی دیگر تهران را تغییر شکل یافته (تهرام)به معنای منطقه گرمسیر دانسته‌اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که منطقه سردسیر است و همچنین عدّه‌ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که امروز تهران بزرگ خوانده می‌شود در میان کوه‌های اطراف، گود به نظر می‌رسید و بدین سبب(ته ران) نام گرفت. روستایی که پیش‌درآمد شهر تهران بوده‌است، پیش از اسلام نیز وجود داشته، امّا پس از اسلام به‌تدریج نام آن معرّب گردیده و از تهران به طهران تبدیل شده‌است. امّا جغرافیدانان معروف آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نموده‌اند.



استانبول:

 
این شهر در ابتدا با نام بیزانتیوم یا قسطنطنیه (عربی‌شده کُنستانتینوپول ـ شهر کنستانتین ـ که به افتخار قیصر روم کنستانتین یکم بدین نام نامیده شد) شناخته می‌شد. در سال ۱۹۶ میلادی «سپتیموس سوِروس» امپراطور روم با حمله به بیزانتیوم آن را اشغال کرد و بسیاری از رومیان به این شهر مهاجرت کردند. تلاش امپراطور برای نامیدن این شهر به نام فرزندش «آگوستا آنتونینا» موفق نبود و مردم تا زمان تغییر نام شهر به «کُنستانتینوپُل» یا قسطنطنیه را برای آن بکار می‌بردند. از سال ۱۹۳۰ رسماً استانبول نامیده شد. نام استانبول که تا قبل از فتح آن به دست ترکان رواج داشت، از نام «ایستیم پولی» که در زبان یونانی به معنی شهر یا مرکز شهراست، برگرفته شده است. در سال ۱۷۷۰ میلادی سلطان مصطفی سوم با ضرب سکه‌هایی که روی آن نام استانبول نقش بسته بود، به این نام رسمیت بخشید و جایگزین قسطنطنیه شد. در دوره جمهوریت و از روز ۲۸ مارس سال ۱۹۳۰ اداره پست ترکیه از تمامی کشورهای جهان خواست تا در مکاتبات خود از نام استانبول استفاده کنند. لازم به ذکر است که در دوره ای از حکومت عثمانی، نام «اسلامبول» به معنی شهر اسلام نیز بسیار کاربرد داشته است.
 

ابوظبی:

وجه تسمیه این امارت بعنوان پایتخت امارات متحده عربی به ابوظبی از آنجاست که به علت وجود آب شیرین در دوران قدیم، گله‌ای از (ظباء) یعنی آهو، قبل از ورود انسان به این منطقه در آنجا وجود داشته‌است. در سال ۱۷۶۱ قبیله بنی یاس بعد از پیدا کردن آب شیرین در منطقه ساکن می‌شوند و نام منطقه را به خاطر وجود آهو (ظباء) ابوظبی می گذارند.
 

ریاض:

 
ریاض، پایتخت عربستان سعودی از «الریاض جمع روضه وأرض المکان وأروض أی کثرة روضه» به معنای؛ گلزار و باغ است که آن را گلستان نیز می گویند. یعنی جایی که در آن آب باران جمع شود و پس از آن گلهای رنگارنگ وخوشبو بروید. از اینجا است که نام الریاض آمده است. چرا که شهر ریاض در میان این دره‌ها واقع شده‌است، و در موسم باران و بهار سر سبز و سرشار از گل های رنگارنگ می‌شود، تاریخ نگار معروف (الهمدانی) در کتاب خود که به نام صفة جزیرة العرب معروف است، شهر «ریاض» را، حجر الخضراء به معنای سنگ سبز، نامگذاری کرده ‌است.
 

بغداد:

 
بَغداد واژه ای است به زبان پهلوی به معنای خُداداده. این واژه پیش از اینکه بر این شهر گذارده شود در اوستا به گونه صفت آورده شده بود. این واژه در اوستا به شکل «بغوداته» و به همان معنا در بخش‌هایی از اوستا از آن دسته وندیداد آورده شده‌است. در پارسی میانه این واژه باز به همان معنا و اینبار به ریخت بَغ‌دات آورده شده‌است. برخی دیگر از زبان‌شناسان عقیده دارند بغداد از دو کلمه «بغ» مخفف باغ و «داد» مخفف دادار به معنی ایزد و پروردگار تشکیل شده‌است و بغداد به معنی باغ خدا است. اگرچه در خصوص ریشه‌های ایرانی هیچ شبهه‌ای وجود ندارد ولی کلمه بغداد دو نوع ریشه اصلی متفاوت داشته‌است. قابل اطمینان‌ترین موردی که توافق بیشتری بروی آن گردیده لفظی است که از ترکیب فارسی پهلوی با نام «باگا» (بت، خدا) +داتا (معلوم مسلم) بوجود آمده که کلمه فارسی میانه«بگدات/بگداد» (داده شده توسط خداوند) از آن گرفته شده؛ و سرانجام به کلمه فارسی مدرن و عربی «بغداد» تغییر یافته‌است.

دکتر من از آمپول میترسم تروخداااا - عکس

دکتر من از آمپول میترسم تروخداااا

اس ام اس جدید

زندگی زیباست باور کن
فقط گاهی اشتباه های عمدی وسهوی مردمانش باعث میشد این دنیای قشنگ بد شود


یكی از حركتهای آرایشی بهداشتیم اینكه وقتی دارم كفشامو درمیارم همینطور كه جوراب پامه با جورابم رو كفشمو تمیز كنمو خلاصه بعد برم داخل! مامانم یروز دیده منو الان سلب اعتمادم كرده هرروزم باید جورابامو دربیارم برم خونه بعدم بشورمشون تازه كفش تمیزم پام میكنم بد نیكا میكنه! یبار نشد بخاطر خلاقیتم لپمو بكشه !!


آخی ...
وفتی دهانشویه میدادن یادتونه؟ 
اسمامونو با ماژیک روش نوشته بودن
همه باید به صف میشدیم
خانوم بهداشتم رو سرمون بود که کسی در نره:-)همش میگفت آب نخورین بعدش..
مام چقد غر میزدیم انگار سودش به اون بیچاره میرسید..
تا یه ریع بعدش دهنمون یه جوری بود
از ته دل یادش بخیررررررررررر


فدای شهیدی که پاروی نفسش گذاشت و نفسش قطع شد تامن و تو بتونیم امروزنفس بکشیم و انشاالله پارونفسمون بذاریم
یادشون کنیم با گناه نکردن با صلوات

وقتت را تلف نکن...
دیگر صدایت را نمیشنود....
بغضهایت را ندید...
حال که از این همه سکوت لال شده ای دیگر صدایت هم به گوشش نمیرسد...
پس دیگر صدایش نکن گریه آرامت میکند...
اشک بریز!!!


ﺍﮔﻪ ﺩﻳــــﺪﯼ ﻳﻪ ﺑﻬــــــﻤﻨﯽ
ﻳﮑﺪﻓﻌـﻪ ﺳﺎﮐــﺖ ﺷﺪ ﻭ ﮐﻢ ﺣــــﺮﻑ !!
ﺷﮏ ﻧﮑﻦ ﻏـــــﺮﻭﺭﺷﻮ ﺯﻳــﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﺮﺩﯼ ...
ﻭ ﺍﻭﻥ ﻳﻬـــﻮﯾﯽ ﺳﺎﮐﺖ ﺷﺪﻩ ...
ﻧﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺟﻮﺍﺑـﯽ ﺑﺮﺍﺕ ﻧﺪﺍﺭﻩ !!
... ﻧــــﻪ ...
ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﭼــــــﺮﺍ ﺑﻪ ﺗـــﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣــــﺪﺵ ﻧﯿﺴﺘﯽ ؛
ﻫﻤﭽﻴﻦ ﺍﺟـــﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻏـــــﺮﻭﺭﺵ ﺩﺳﺖﺩﺭﺍﺯﯼ ﮐﻨﯽ...


یادم نرود که : 
من تنها هستم 
و تنها من نیستم!


نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با حوانان ناز کن با ما چرا
(استاد شهریار).

منبع: 4جوک دات کام

دعای دختران مجرد


دعای دختران مجرد :
اللهم نزلنا جوانک الرشید، الغنى و الصاحب المدرک و بالخصوص المسکن الگنده! راکب زانتیا. مطیع الامر. لا خواهر و لا مادر. متخصص الطبخ الغذاء لذیذ و النظافت المنزل و ماهر بالتعویضة الکهنة الطفل ...

دلایل سوختن سیم کارت ها

اصولا زمان سوختن سیم‌کارت آشکار نیست ولی در برخی مواقع ممکن است که قبل از سوختن، سیم‌کارت ظرفیت پذیرش پیامک‌ها را نداشته باشد و یا پیامکی نیز ارسال نکند و در آن زمان می‌توان فهمید که سیم‌کارت در آستانه سوختن قرار دارد.

به گزارش ایسنا، جابه‌جایی سیم‌کارت از دیگر عوامل سوختن آن است و یا استفاده سیم‌کارت در گوشی‌هایی که غیراستاندارد است نیز از دیگر عوامل مؤثر به شمار می‌رود.

مهم‌ترین عواملی که به سوختن سیم‌کارت منجر می‌شود، علاوه بر میزان مصرف، نزدیکی به آب دریا و در معرض نور خورشید قرار دادن سیم‌کارت است.

به گفته مسوولان امکان این که قبل از سوخته شدن سیم‌کارت مشترک از این موضوع اطلاع یابد، فعلا وجود ندارد و امکانش به وجود نیامده مگر اینکه نرم‌افزاری طراحی شود که نیم‌سوز شدن سیم کارت را اطلاع دهد. باید گفت که مسوولان و کارشناسان معتقدند که درصد زیادی از علل سوختن سیم‌کارت‌ها، بی‌اطلاعی مشترکان از نحوه استفاده و رعایت نکردن مواردی است که باعث سوختن آن‌ها می‌شود.

آن‌ها درباره اینکه میزان سوختن سیم‌کارت‌ها افزایش یافته است، بر این عقیده‌اند که این موضوع به مخابرات ارتباطی ندارد، زیرا همه سیم‌کارت‌ها عمر مفید دارند که کم یا زیاد شدن آن به نحوه نگهداری مشترک از سیم‌کارت بستگی دارد.

اما در مقاطعی خاص، خود مخابرات عامل سوختن سیم‌کارت‌ می‌شود؛ مثلا این اتفاق به دلیل تغییرات ولتاژ برق و بالا و پایین آمدن آن می‌افتد؛ در این زمان‌ها مخابرات به دفاتر اعلام می‌کند که سیم‌کارت‌هایی که دارای فلان کد هستند، می‌سوزند و نباید هزینه‌ای برای تعویض سیم‌کارت از آن‌ها دریافت کرد. هنگامی که دلیل سوختن سیم‌کارت خود مخابرات باشد، مشترکان در هنگام مراجعه به دفاتر، سیم‌کارتشان به صورت رایگان تعویض می‌شود؛ بنابراین، نیازی نیست مشترکان هزینه‌ای در این رابطه پرداخت کنند.

طبق اظهارات‌ مسوولان مربوطه نمی‌توان عمر استانداردی برای سیم‌کارت‌های موبایل تعریف و مشخص کرد و بر اساس آماری در این زمینه هر ساله حدود هفت تا10 درصد سیم‌کارت‌ها به دلایل مختلف می‌سوزند و می‌توان گفت که حدود 95 درصد آن‌ها به دلایل مختلف و به غیر از اشکالات فنی دچار این مشکل شده‌اند و کمتر از پنج درصد از این تعداد به دلیل مسائل شبکه‌یی و نقائص فنی دچار سوختگی شدند.

منبع: تابناک

درباره وبلاگ

عكس اخبار و مطالب آموزشی متنوع
لطفا به موضوعات مختلف و صفحات قبل هم مراجعه كنید
مدیر سایت : مدیر سایت محسن

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

My title page contents